السيد ابن طاووس ( مترجم : محمودى )

109

محاسبه نفس يا روش پيشگيرى از وقوع جرم ( محاسبة النفس ) ( فارسى )

گفت از عيب خويش بىخبرى * زان ره از خلق ، عيب ميجويى گفتن از زشت‌رويى دگران * نشود باعث نكورويى تو گمان مىكنى كه شاخ گلى * بصف سرو و لاله مىرويى يا كه هم بوى مشك تاتارى * يا ز ازهار باغ مينويى خويشتن بىسبب بزرگ مكن * تو هم از ساكنان اين كويى ره ما گر كج است و ناهموار * تو خود اين ره چگونه مىپويى در خود آن به كه نيكتر نگرى * اول آن به كه عيب خود گويى ما زبونيم و شوخ جامه و پست * تو چرا شوخ تن نمىشويى بايد گفت آنها كه از ديدن معايب خود غافلند و در معايب ديگران مىنگرند ديوانه‌اند نه عاقل زيرا خردمند هرگز قدمى به زيان خويش بر نمىدارد و بزرگترين زيان عيب ديگران ديدن و از خود غافل ماندن به گمراهى و فساد افتادن است و مسلم است كه خود را به ورطه هلاك افكندن شرط عقل نيست .