السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

40

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى ، فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ . « 1 » - و بىگمان به نشأة نخست آگاهى داشتيد ، پس اى كاش كه متذكّر مىشديد ! آگاهى يافتم ، و خداوند خود مقصود خويش را از آفرينش من ، به من شناسانيد ، و از راه عقل و نقل از آنچه كه مورد رضاى اوست پرده برداشت . از همهء اين امور دريافتم كه خداوند - جلّ جلاله - در راهنمايى من به راه سعادتمندى - كه در اخلاص عبادت براى ذات او بدون تعلّق خاطر به درخواست و بخشش ، و يا خوف كيفرش حاصل مىشود - بر من منّت نهاده است ، و يقين كردم كه خداوند - جلّ جلاله - مالك زندگانى من بوده ، و همواره نسبت به من از خويشتن سزاوار ، و زيبندهء آن است كه بزرگى جلال و عظمت و اقبال و توجّه او به من ، مرا به خود مشغول سازد . آيا مگر عقلها مىتوانند از اخلاص عبادت براى ذات خداوند ، سرپيچى كنند ، در حالى كه شناخت ذات و صفات خداوند و پيوسته ملازم ادب در حضور او بودن و عمل به اراده و مناجات با او ، پيش از شناخت ثواب و عقاب حاصل مىشود ؟ ! بنا بر اين ، هر كس كه در اين امور بينديشد و نسبت به آنها معرفت داشته باشد ، خداوند - جلّ جلاله - را از آن جهت كه شايستهء عبادت است پرستش مىكند . و نيز مگر كمال و جلال و عظمت حضرت حقّ ، در نزد كسانى كه به حقّ پادشاهى و سرورى او اعتراف دارند ، نيازمند بذل رشوهء ثواب يا خوف از عقاب مىباشد ؟ ! پاك و منزّه است آن خداوندگار اعظم و آن مقام و الا از اينكه بنده‌اش در برابر دادن رشوه ، به محبّت و قرب و بندگى او تمايل داشته باشد ، بلكه بر بندگان واجب است كه تمام توان خويش را به كار زنند خداوند ايشان را پذيرفته ، و اهليّت بندگى و عبادتش را به آنان ارزانى دارد . از اين رو ، عقلهاى سليم ، همواره به امورى كه به جهت شناخت خداوند بدان موظّف هستند - مانند حقّ آفرينش و پرورش و هدايت - توجّه دارند ، و شيفتهء حفظ

--> ( 1 ) واقعه ( 56 ) : 62 .