السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

378

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

نديدم كه به شكّ و ترديد از اين شبيه‌تر باشد كه هر روز افرادى را تشييع مىكنند و در قبرها به وديعه مىگذارند ، ولى باز به سوى فريب دنيا بازمىگردند ، و از اميال نفسانى و گناهان خود دست برنمىدارند . بنا بر اين ، اگر فرزند بيچارهء آدم هيچ گناهى نداشت كه وارسى شود ، و هيچ حسابى نداشت كه به واسطهء آن مورد بازخواست قرار گيرد ، جز مرگ - كه امور گرد آمدهء او را پراكنده ، و جمع او را جدا مىسازد ، و فرزندانش را يتيم مىنمايد - بىگمان شايسته بود كه با تحمّل سخت‌ترين رنج و دشوارى و آزردگى از آن بيم داشته و بپرهيزد . و حال آنكه ما چنان از مرگ غفلت داريم كه گويى هرگز بر ما فرود نخواهد آمد ، و مانند مردمانى كه به ماندگارى در دنيا يقين دارند ، به دنيا و شهوات آن آسوده‌ايم ، و همانند عدّه‌اى كه نه اميد به حساب دارند و نه بيم از عذاب ، از معاصى و گناهان غفلت داريم . » و اين حال ماست كه حضرت با اين عبارت روشن ، بر اساس ضرب المثل عربى كه « إيّاك أعنى ، و اسمعى يا جارة » : ( مقصودم تو هستى ، ولى تو بشنو اى زن همسايه . ) بدان اشاره نموده است . در اين راستا ، از آنجا كه حضرات ائمّه عليهم السّلام از فرجام حال ما آگاهى دارند ، و جريان امور بندگان به ايشان واگذار شده است ، لذا به هر چه كه خداوند - جلّ جلاله - و رسولش آنان را مطّلع ساخته ، اشاره كرده‌اند تا آغاز و خاتمهء نامهء عمل بندگان خير باشد ، و اعمال ما بين آن دو آمرزيده گردد ما در اينجا به برخى از اين روايات اشاره مىكنيم : 1 - امام باقر عليه السّلام به نقل از پدر بزرگوارش امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : « فرشته‌اى بر بنده گمارده شده كه نامهء عمل او را مىنويسد ، پس اوّل و آخر آن را با عمل نيك پر كنيد ، تا اعمال ميان آن دو براى شما آمرزيده شود . » 2 - امام صادق عليه السّلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود : « هيچ روز بر فرزند آدم نمىگذارد مگر اينكه آن روز مىگويد : اى فرزند آدم ، من روز نو و جديد هستم ، و بر