السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
370
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
پيشگاه خداوند - جلّ جلاله - حاضر بودى ، هنگام جدا شدن به اين نيّت جدا شو : « براى امتثال امر خداوند - جلّ جلاله - در انجام اعمال شايستهاى كه او - جلّ جلاله - امر فرموده ، از پيشگاه او برمىخيزم ، در حالى كه مقصودم از اين بندگى خالصانه براى او - جلّ جلاله - است از آن جهت كه او زيبندهء پرستش است » . 16 - همچنين بگو آنچه را كه روايت شده كه امام صادق عليه السّلام به نقل از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : وقتى نمازتان را خوانديد و از مسجد بيرون آمديد ، بگوييد : « اللّهمّ ، دعوتنى فأجبت دعوتك ، و صلّيت مكتوبتك ، و انتشرت في أرضك كما أمرتنى ، فأسألك من فضلك العمل بطاعتك ، و اجتناب معصيتك ، و الكفاف من الرّزق برحمتك . » - خداوندا ، مرا خواندى ، دعوتت را اجابت نمودم ، و نماز واجبت را خواندم ، و چنان كه امر فرمودى بعد از خواندن آن روى زمين دنبال كار خود رفتم ، پس از فضل تو ، و به واسطهء رحمتت از تو درخواست مىكنم ، عمل كردن به طاعت و عبادتت ، و اجتناب كردن از معصيتت ، و روزى به اندازهاى كه مرا از مردم بىنياز كند . همچنين شايسته است كه بنده بعد از خواندن نماز عصر و اظهار خاكسارى و ذلّت براى خدا و ياد او ، هنگام جدا شدن از آن توجّه داشته باشد كه هرگز از خاكسارى بندگى خداوند و از اطّلاع و آگاهى و اشراف و احاطهء علوم ربّانى او جدا نمىگردد ، و نيز توجّه داشته باشد كه بعد از اين در هيچ حركت و سكونى كه با خداوند معامله مىكند آزاد و رها نيست ، بلكه از او خواستهاند كه در تمام تصرّفات و كارهايش عابد خداوند - جلّ جلاله - باشد . آوردهاند : يكى از اهل مراقبه همراه با دوست قديمى خود و عدّهاى در كشتىاى كه گندم حمل مىكرد نشسته بودند ، و گندم از آن هيچ يك از اين دو نفر نبود ، يكى از روى غفلت يك دانه گندم برداشت و خورد ، دوستش به او نگاه كرد و گفت : اين چه كارى است ؟ وى گفت : از نفس خويش غافل شدم . رفيقش به او گفت : إمّا تقومون كذا ، أو فاقعدوا * ما كلّ من رام السّماء يصعد عن تعب أو ردّ ساق أوّلا * و مسحت غرّة سبّاق [ يا : سيّاف ] يد لو شرّف الإنسان و هو وادع * لقطع الصّمصام و هو مغمد