السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

281

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

صادق عليه السّلام شنيده آورده است كه آن حضرت فرمود : « هر كس معصيت خدا را بكند ، خدا او را دوست ندارد . » سپس حضرت شعر زيرا را به عنوان شاهد بازگو نموده و فرمود : تعصى الإله و أنت تظهر حبّه * هذا محال في القياس بديع لو كان حبّك صادقا ، لأطعته * إنّ المحبّ لمن يحبّ مطيع - آيا با اظهار محبّت معبودت از او نافرمانى مىكنى ؟ مقايسه اين دو امر كار نو ظهورى است . اگر محبّتت راست بود ، مسلّما از او اطاعت مىنمودى ، زيرا عاشق ، همواره فرمانبر معشوق خويش است . شايد كسى بگويد كه اين دو بيت از « محمود ورّاق » است . ولى ما مىگوييم : امام صادق عليه السّلام آن دو را به عنوان شاهد بازگو نموده ، و راويان اين حديث به اتّفاق مورد اعتماد هستند ، و روايتهاى مرسل « محمّد بن ابى عمير » در نزد همه شيعيان مانند روايت سنددار مىباشد . و نيز در روايتى يونس بن ظبيان مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : آيا اين دو مرد را از آن مرد باز نمىداريد ؟ فرمود : كدام مرد و كدامين دو مرد ؟ عرض كردم : آيا حجر بن زايده و عامر بن جذاعه [ يا : خزاعه ، يا : خداعه ] را از مفضّل بن عمر باز نمىداريد ؟ فرمود : اى يونس ، از آن دو خواستم كه از او دست بكشند ولى اين كار را نكردند ، سپس آن دو را خواندم و از آنها تقاضا نموده و درخواست كردم ، ولى از وى دست بر نداشتند ، خداوند آن دو را نيامرزد ، به خدا سوگند ، مسلّما « كثير عزّة » در مودّت و دوستىاش از آن دو در آنچه از مودّت من به خود انتساب مىدهند ، راستگوتر است آنجا كه مىگويد : لقد علمت بالغيب أن لا أحبّها * إذا أنا لم يكرم علىّ كريمها - از آنجا كه من كسى را كه نزد معشوقه‌ام بزرگوار است گرامى نداشتم ، به صورت نهانى دانست كه من عاشق او نيستم و او را دوست نمىدارم .