السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
213
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
4 - احاديث و دعاهايى كه عبارت ذيل را ( به اين مضمون و يا به اين لفظ ) به وضوح در بردارند « 1 » ، مطلب را بيشتر روشن مىكنند كه : « اللّهمّ ، إن لم ترض عنّى ، فاعف عنّى ، فقد يعفو المولى عن عبده و هو غير راض عنه . » - خداوندا ، اگر از من ناخشنودى پس از من در گذر ، زيرا گاهى مولى با اينكه از بنده خود ناخرسند است ، او را عفو مىكند . 5 - آيا نمىدانى كافرانى كه خداوند - جلّ جلاله - مىدانسته بر حال كفر جان خواهند سپرد ، به حكم عدل [ يا : عقل ] در حال حيات مستحقّ عقوبت هستند ؟ و اگر مسلمان باشى ، مسلّما اعتقاد دارى كه خداوند - جلّ جلاله - قطعا در حال كفر آنان نسبت به ايشان خشمگين است ، پس خداوند - جلّ جلاله - از زود عقوبت كردن آنان در گذشته ، و عقابشان را به بعد از وفاتشان تأخير انداخته ، با اينكه از هنگامى كه آنان كفر ورزيدهاند و خداوند مىدانسته كه پيوسته بر كفر خويش خواهند بود ، مورد غضب الهى بودهاند . بر اين پايه ، اين مطلب روشن مىكند كه خشم خداوند - جلّ جلاله - پيش از عقوبت اوست ، زيرا خداوند - جلّ جلاله - در اين صورت با اينكه از بنده ناخشنود است ، از عقوبت بنده در گذشته و او را عذاب نكرده است ، چنان كه در دعاها آمده است كه « خداوند ، با اينكه از مؤمن ناخشنود است ، او را عفو مىفرمايد . » ؛ و نيز حال كافرانى كه با حالت كفر مىميرند و عقوبتشان به تأخير مىافتد ، با اينكه خداوند بر آنان خشمگين است ، به صورتى كه بازگو نموديم نيز چنين است ، يعنى با اينكه خداوند - جلّ جلاله - از بنده خشمگين است ، او را عفو مىفرمايد . زيرا اگر خداوند ناخشنود باشد مسلّما خشمگين و غضبناك خواهد بود . و نمىشود خداوند در يك وقت و از يك جهت ، از مقام رضا و غضب خالى باشد ، بنا بر اين اگر غضب همان عقاب باشد ، محال است كه بندهاى را عفو فرمايد و در آن
--> ( 1 ) . امكان دارد كه لفظ « متظاهرة » در نسخه بردارى از نسخهء اصلى كتاب ، به جاى « متظافرة » نوشته شده باشد ، كه در اين صورت معناى اين جمله چنين مىشود : اين عبارت ( به اين مضمون و يا به همين لفظ ) در احاديث و دعاهاى بسيار آمده است .