السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
200
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
كه گناه شكنجههايى كه مىكشى ، از توست . و خويشتن را مستحقّ مؤاخذه بر كوتاهىات مىبينى . بنا بر اين ، نكند كه احترام مالك دنيا و آخرت در نزد تو از حرمت پادشاه كه يكى از بندگان او در اين دنياى حقير و فانى است ، كمتر باشد . و اگر با ابتلا به اين حالت غفلت كه ذكر نموديم ، اجابت دعاهايت به تأخير افتاد ، گناه از توست ، و خداوند - جلّ جلاله - به تو نيكى نموده و عقوبت آن جنايتها و گناهانت را از تو برداشته است . و مبادا به قلبت خطور كند يا با زبان بگويى - چنان كه از برخى از غافلانى كه حقيقت دين و ايمان در دلشان وارد نشده شنيده مىشود كه بر شيوهء افزونطلبى مىگويند - : « ما دعا مىكنيم و استجابت آن را به صورتى كه در قرآن ذكر شده ، نمىبينيم . » به گونهاى كه گويى به پندار آنان خداوند - جلّ جلاله - در استجابت دعا ، خلف وعده نموده است . چرا كه اين گفتار در نزد اهل ايمان بسان كفر است . زيرا اگر شناخت يقينى به خداوند - جلّ جلاله - داشتند ، بر گفتن اين سخن اقدام نمىكردند كه در محضر عقل رباى او بگويند : « تو به ما وعده دادى كه دعايمان را مستجاب نمايى ، ولى در اجابت آن خلف وعده نمودى . » بلكه اين سخنان به خاطر آن است كه يا آنان هنگام دعا به مقام حضرت حقّ شناخت ندارند ، يا هنگام ايستادن در محضر خداوند - جلّ جلاله - متذكّر نيستند كه در محضر مالك دنيا و دين قرار دارند . اينان شايسته آنند كه خداوند - جلّ جلاله - از استجابت دعاهايشان روى برگرداند ، و ايشان را همين بس كه او - جلّ جلاله - آنان را به خاطر غفلتها و نادانىهايشان مؤاخذه ننموده و عفو كرده است . در روايت آمده كه به مولايمان امام صادق - صلوات اللَّه عليه - عرض شد : چه شده ما را كه به درگاه خداوند - جلّ جلاله - دعا مىكنيم ، ولى دعايمان مستجاب نمىگردد ؟ فرمود : « زيرا شما نسبت به كسى كه مىخوانيد ، آگاهى و شناخت نداريد . »