صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : عبدالمحسن مشكوة الدينى )

54

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى )

( اشراق دوم ) * ( در گفتارهاى شارحه است ) * لمعهء ( 1 ) معرّف هرچيز محمولى است كه مفيد تصور موضوع خود باشد ( 103 ) شرط معرّف آنست كه در صدق مساوى با معرّف باشد نه اعم باشد و نه اخصّ . و در شناسائى از آن آشكارتر باشد نه آنكه برابر يا پوشيده‌تر باشد ( 104 ) معرّف در اصطلاح مشهور ( 123 - 127 ) اگر با فصل باشد حد است و با خاصّه رسم ( 105 ) . هريك از آن دو اگر با جنس قريب باشد تام و بدون آن ناقص است ( 112 - 113 - 114 ) مقصود از حد تنها تميز نيست و گرنه از عرضى اين مقصود حاصل مىشود . باينجهت در حد تام روا نيست چيزى از مقومات فروگذار گردد بلكه واجب است همگى ذكر شود ( 107 ) هرچند دلالت از راه تضمن باشد ( 108 ) و ايجاز بدون اعتبار است زيرا از ميان انداختن بعضى از مقومات روا نيست ، افزودن بر آنها نيز جايز نميباشد ( 109 ) چه الفاظ اندك يا زياد باشند ( 110 ) و در تعريف حدّ كلمهء وجيز آوردن خطا مىباشد علاوه بر آنكه كلمه‌اى زائد و مجهول است ( 111 ) . لمعهء ( 2 ) حد نامى است كه بر تام و ناقص بطور اشتراك گفته مىشود ( 112 ) زيرا اولى بطور مطابقه و ديگرى بطور التزام بر ماهيت دلالت دارد ( 117 ) .