الشيخ السبحاني

81

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

حمل فلو كان الوجود انتزاعيا ، يكون وحدته و تعدده ، تابعين لوحدة ما أضيف إليه و تعدّده من المعاني و الماهيات و إذا كان كذلك لم يتحقّق حمل متعارف بين الأشياء سوى الأوّلي الذاتي » . « 1 » توضيح اين كه حمل بر دو قسم است : 1 - حمل اوّلى ذاتى . 2 - حمل شايع صناعى . منظور از حمل اوّلى ذاتى اين است كه ميان موضوع و محمول در مقام مفهوم ، اتحاد و يگانگى باشد و به اصطلاح « ما يفهم من الموضوع عين ما يفهم من المحمول » باشد ، مانند : « الإنسان إنسان » ، « الإنسان حيوان ناطق » . تصوّر اين كه در اين صورت حمل چه سودى خواهد داشت ؟ پاسخ آن روشن است . زيرا اگر چه ميان موضوع و مفهوم اتحاد مفهومى است ، ولى يك نوع تغاير اعتبارى وجود دارد كه مصحح حمل است ؛ مثلا آن جا كه از قبيل حمل الشيء على نفسه است ، مانند : « الإنسان إنسان » ، فرق موضوع و محمول در اين است كه در موضوع « احتمال سلب الشيء عن نفسه » وجود دارد ، ولى چنين حملى اين احتمال را از بين مىبرد . امّا تغاير موضوع و محمول در حدّ تام بر محدود به طور اجمال و تفصيل است . « 2 »

--> ( 1 ) . المشاعر ، ص 12 . ( 2 ) . بلكه در محلّ خود ثابت كرده‌اند كه نه تنها حمل حدّ تام بر محدود حمل اوّلى است ، بلكه حمل جنس بر نوع ، يا فصل بر نوع نيز از قبيل حمل اوّلى است و حمل در محيط مفهوم صورت مىگيرد كه آن جا از وجود خبرى نيست ، روى اين اساس برخى از اساطين فلسفه -