الشيخ السبحاني
76
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
است كه به صورت ديگرى بيان شده و مبدأ برهان در هردو يكى است و آن اينكه : ماهيت در حدّ ذات داراى اثرى نيست و جز يك مفهوم مجرّد كه عارى از هرنوع تحصّل و تحقّق است ، واجد چيزى نمىباشد ؛ ولى همين ماهيت در برخى از مراحل كه وجود خارجى به آن ضميمه مىگردد ، داراى آثار بوده كه در حال نبودن اين ضميمه فاقد آن مىباشد . از اينكه اثر آن وجودا و عدما بر محور بود و نبود خارجى مىگردد ، مىفهميم كه منشأ اثر و اصيل همان وجود است . چيزى كه در اين برهان اضافه شده ، همان مقايسه دو وجود است و در حقيقت وجود ذهنى نشاندهندهء بىاثر بودن ماهيت است و خود نقشى در مبدأ برهان ندارد . از اين نظر نمىتوان اين برهان را بسان برهان دوّم دليل جداگانه شمرد ، بلكه در همه ، مبدأ برهان يكى بوده است ، ولى تقريرها مختلف مىباشند و در حقيقت « فاقد بودن ماهيت از هرنوع تحصّل » به صورتهاى مختلف تقرير شده است . گاهى از طريق منشأ آثار نبودن ماهيت و هنگامى از طريق علت خروج ماهيت از حدّ استواء و ثالثا از طريق مقايسه ميان دو نوع تجلّى ماهيت ( وجود خارجى و ذهنى ) بيان شده و مبدأ برهان در هرسه يكى است و آن اينكه ماهيت در حدّ ذات واجد هيچ نوع كمال و تحصّل و يقين نيست . پس اين همه آثار و خروج از حدّ استواء و اختلاف در تجلّى مربوط به كجا است ؟ !