الشيخ السبحاني
100
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
ممكن است گفته شود كه معناى موجود در اصطلاح عرف « ما ثبت له الوجود » است و بايد لفظ موجود در هردو صورت با حفظ اين معنى صدق كند و بدون اين شرط مجاز خواهد بود . ولى بايد توجه داشت كه اگر ملاك صدق حقيقى در گرو حفظ اين معنى باشد ، مىتوان گفت در هردو صورت « ثبوت شيء لشيء » هست ، لكن يكى از باب ثبوت الشيء لنفسه است و بازگشت آن به عدم انفكاك شيئ از خود است و ديگرى از باب ثبوت للغير است ، مانند عروض وجود به ماهيت . و غاية ما يقال : صدق موجود بر وجود از نظر عرف كه آشنا به ملاك حمل و حقيقت امر نيست ، مجاز است ولى از نظر فيلسوف كه به ملاك حمل و حقيقت موضوع آشنايى كامل دارد ، حقيقت خواهد بود . و اگر فيلسوفى ادعا كرد كه لفظ موجود در تمام مراحل يك معنى دارد ، روى نظر فلسفى و ابحاث علمى بوده است نه از نظر عرف ، زيرا موجود در ذهن او شكل خاصى دارد . 4 - اگر وجود اصيل و حاصل در اعيان گردد و وصفى براى موجودات ذى ماهيت باشد ، در اينصورت ماهيت قابل و پذيرنده بوده و وجود عارض خواهد بود . و قابل بايد از نظر وجود بر عارض مقدّم باشد ، نتيجه اين مىشود كه ماهيت از نظر وجود بر خود وجود مقدّم بوده و يا اينكه در يك ماهيت موجود وجودهاى بىنهايت باشد . پاسخ اين اشكال بسيار روشن است ، زيرا وجود نسبت به ماهيت از قبيل عرض به موضوع نيست تا محتاج به تقدّم وجود موضوع