مهدى حائرى يزدى
10
آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى )
حال اين نكته نيز بايد مورد بررسى واقع گردد كه اثر حاصل از هر شىء خاصى مسلما مغاير با اثر حاصل از شىء ديگر است و مقصود از حصول شىء درك شده در ذهن همين است كه صورتى از همان شىء درك شده و شناخته شده ( معلوم ) در لوح ذهن حاصل گردد كه هيچگونه تعلقى به شىء ديگر كه با شناخت ديگر در ذهن حاصل مىشود نداشته باشد « 11 » . از اين رهگذر اين مطالب بهخوبى معلوم مىشود كه « علم به هر چيزى هستى علمى همان شىء معلوم مىباشد و هستى علمى شىء معلوم ديگر نيست » زيرا هيچ چيزى نيست مگر اينكه براى آن چيز « همانگونه كه صورتى عينى در خارج از ذهن موجود است به همانگونه صورتى هم از همان چيز در ذهن موجود است » كه وجود علمى آن بشمار مىرود . و اين صورت علمى بدون ترديد صورت و وجود علمى « همان » شيئى است كه هستى عينى دارد و هستى ذهنى اين شىء مغاير با صورتها و
--> ( 11 ) در اثبات اين مطلب كه علم به هر شيئى دقيقا صورت حاصلهء همان شىء معلوم است و متعلق به شىء ديگرى از معلومات نيست بايد به علل اربع ارسطوئى نظر افكند و « رويداد » علم را همچون رويدادهاى هستىهاى عينى تحليل و تجزيه نمود تا بهخوبى آشكار گردد كه يك واقعهء علمى با علتهاى چهارگانهء خود از كليهء وقايع ديگر علمى و ديگر رويداد هاى عينى جدا و متمايز مىباشد . و به همان جهت كه علتهاى چهارگانهء هر رويدادى چه عينى و چه ذهنى از ديگر علتها در وقايع و رويدادهاى ديگر جدا است عينا به همان جهت خود اين وقايع و رويدادها چه عينى باشد و چه ذهنى از يكديگر جدا و متمايز مىباشند و اين خود يكى از دلائل نوعى اتميك فلسفى مىباشد . ) msimola lacihposalihP ( اما اينكه هر رويداد علمى همانند رويداد عينى تحت تأثير قواعد علتهاى چهارگانه مىباشد بدين قرار است كه هر صورت از صورتهاى ذهنى كه علوم ما را تشكيل مىدهند از يك علت فاعلى ) esuaC tneiciffE ( برخوردار است كه آن نيروى دراكهء ما مىباشد چنان كه همان صورت ذهنى در يك محل ادراكى خاصى قرار مىگيرد كه پذيرندهء آن صورت است ) esuaC lairetaM ( و نقش علت مادى را ايفا مىكند . از اين دوگونه علت هم كه بگذريم به خود صورت ذهنى برخورد مىكنيم كه آن را بىشك علت صورى ) esuaC lamroF ( علم مىناميم . در آخر علت غائى ) esuaC laniF ( است كه همان كشف حقيقت عينى است كه معلوم بالعرض ما مىباشد . تنها با تجمع اين علتهاى چهارگانه است كه يك واقعه علمى هرقدر هم كه جزئى و ناچيز باشد بهوجود مىآيد . و معلوم است كه با اين تفاصيل هر واقعهء علمى در رابطه با اين علتهاى چهارگانهء خود مشخص و معين مىگردد و مانند وجود يك واحد شخصى است كه عقلا قابل انطباق و اتحاد با هيچ واقعهء علمى ديگر نمىباشد .