مهدى حائرى يزدى

11

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى )

هستىهاى ذهنى اشياء ديگر است به همان‌نحو كه وجود عينى آن نيز مغاير با وجودات عينى اشياء ديگر مىباشد و به همين جهت بايد بدين مطلب رهنمون شد كه صورت ذهنى هر شىء همان حقيقت و ماهيت آن شىء است در عالم ذهن « 12 » و چون اين مطلب خالى از پيچيدگى نيست بر ما است كه به نحو شايسته‌ترى در جاى ديگر كه مناسبت دست دهد مورد بحث و رسيدگى قرار دهيم « 13 » .

--> ( 12 ) در اينجا « فيلسوف » به مشرب تحقيق در فلسفهء اسلامى اشاره مىكند و مىگويد همان نسبتى كه ميان وجود عينى هر شىء و ماهيت آن برقرار است و ما مىتوانيم از طريق « حمل » اتحاد وجود و ماهيت را به‌دست آوريم عينا همان « نسبت اتحاديهء » و اين همانى را از طريق حمل مىتوانيم ميان وجود ذهنى و ماهيت آن شىء بدست آوريم . تنها تفاوتى كه ميان وجود ذهنى و وجود خارجى يك شىء به نظر پژوهندهء « فيلسوف » مىرسد اين است كه « نوع حمل » و « اين همانى » ميان وجود و ماهيت در هستى عينى « حمل شايع » است ولى نوع حمل و اين همانى ميان وجود و آن ماهيات در هستىهاى ذهنى « حمل اولى ذاتى » است . اما اين تفاوت نوعى حمل در حضور ماهيات در صحنه ذهن و خارج هيچ‌گونه تأثيرى از خود بجاى نمىگذارد . نتيجه اين كه اين ماهيات عينا و حقيقة هم در خارج موجودند و هم در ذهن تحقق مىيابند و وجود علمى هيچ‌گونه تغييرى در سازمان ماهوى اين ماهيات به وجود نمىآورد . هرگونه تفاوتى كه ميان وجود علمى و وجود عينى مشاهده مىشود تنها مربوط به تفاوتى است كه ميان هستى عينى يك ماهيت و هستى ذهنى همان ماهيت حكمفرمائى دارد و الا در ماهيت ذهنى و ماهيت خارجى هيچ تفاوتى امكان‌پذير نيست . براساس اين نظريه بسيارى از مشكلاتى كه در فلسفهء علم ، كه در زبان جديد انديشهء مغرب زمين به نام اپيستمولوژى ) ygolometsipE ( معروف است ، پاسخ‌گويى مىشود . مهمترين اين مشكلات چگونگى رابطهء علمى ما با دنياى خارج از ذهن است . آيا اين رابطه عبارت از مطابقت پديده‌هاى ذهنى با رويدادها و واقعيتهاى عينى و خارجى است يا بر معيارهاى ديگر استوار است . بر طبق نشريهء فوق ، اين رابطه يك رابطهء اتحادى است كه حتى برتر از رابطهء مطابقت است ؛ زيرا پديده كه در ذهن تحقق مىيابد عينا همان ماهيتى است كه در خارج تحقق يافته است و اين بدان معنى است كه يك چيستى داراى دوگونه پوشش هستى است : يكى پوشش هستى عينى و خارجى ، و ديگرى پوشش هستى ذهنى و علمى . خلاصه اينكه اين دوگونگى هستى عينى و ذهنى در يگانگى چيستى ( ماهيت ) تاثيرى نخواهد بخشيد . ( 13 ) شايد منظور از پيچيدگى معماى معروف وجود ذهنى است كه بالاخره بررسى هاى « فيلسوف » او را به حل ابتكارى اين معما كه همان اختلاف حمل اولى ذاتى و شايع صناعى است رهنمون ساخته است . معما اين است كه چگونه ممكن است اشيائى كه در خارج از ذهن از مقولات و ماهيات گوناگون به‌شمار مىروند ، از جوهر گرفته تا ساير مقولات عرضيه ، -