احمد بن محمد حسينى اردكانى

98

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

مفهوم « لا فى موضوع » مفهوم سلبى است . پس اگر اين معنى جنس واقع شود ، [ 7 ] فصل مقسّم مقوّم حقيقت و مقرّر ماهيّت آن نخواهد بود ، زيرا كه فصل نسبت به جنس به منزلهء علّت مفيدهء وجود بالفعل جنس است به اعتبار يك ملاحظه و از مقوّمات آن نيست ، بلكه نسبتش به جنس نسبت خاصّهء شىء است به آن شىء به اعتبار ملاحظهء ديگر . پس در صورتى كه جنس موجود بما هو موجود باشد فصل كه محصّل وجود آن است مقوّم ماهيّت آن خواهد بود ، زيرا كه ماهيّت آن وجود است بتنهايى . و ايضا لازم مىآيد كه بر واجب الوجود نيز صدق كند ، بلكه افراد جوهر همه واجب الوجود باشند و بنا بر ثانى بايد كه اوّلا شىء را به ممكن تخصيص داد تا واجب از آن بيرون رود ، و قرينه‌اى بر اين تخصيص نيست ، و ثانيا بايد كه هر كه جوهرى را تصوّر مىكند موجود بودن آن را نيز تصوّر نمايد بدون احتياج به دليلى ديگر . و ايضا در صورتى كه جوهر جنس باشد بايد كه ذاتيّات آن در صدق بر آنچه مندرج در تحت آنست معلّل به علّتى نباشد ، و صدق موجود كه جزء معنى جوهر است بر ممكن به اعتبار امر خارج از ذات اوست . و بنا بر مذهب حق ، كه اشياء بماهيّتها به ذهن مىآيند ، بايد كه تعقّل هيچ يك از انواع جوهر ممكن نباشد ، زيرا كه آنچه در ذهن موجود مىشود بر آن صادق است كه موجود در چيزى است كه تقوّم آن چيز به او نيست ، و جزء آن چيز نيست ، و قوام او بدون آن چيز صورت نمىگيرد . و اين معنى عرض است ، [ پس آن ماهيّت حاصل در ذهن عرض است ] به حسب حقيقت ، زيرا كه تعريف جوهر بر آن صدق نمىكند ، به خلاف رسم مختار كه در حال وجود آن ماهيّت در ذهن بر آن صدق مىكند كه هر گاه در خارج يافت شود محتاج به موضوع نخواهد بود . و صدق عرض بر آن در اين حالت صدق ذاتى نيست . و مفهوم عرض بر همهء مقولات حتّى بر مقولهء جوهر به صدق عرضى [ صدق ] مىتواند كرد . و بر آن محالى لازم نمىآيد . امّا بايد كه در تعريف هر يك از مقولات تسع خصوصا در مقولهء كيف قيد « إذا وجدت فى الخارج » ، را اخذ نمود ، مثل آنكه [ 8 ] در تعريف به « كيف » گفت كه ماهيّتى است كه هر گاه در خارج يافت شود در موضوع باشد و مقتضى قسمت و نسبت نباشد تا آنكه مفهوم آن بر ماهيّت جوهر موجود در ذهن صدق