احمد بن محمد حسينى اردكانى

87

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

و اگر كسى سؤال كند كه : اين جهان عبارت است از مجموع اين اشياء ، چون اين جهان رفع شود همهء اين اشياء رفع شود ، پس چيزى نمىماند كه نور آن جهان بر او تابد و او تاب نيارد و معذّب باشد ؟ جواب آن است كه : اين جهان نشانى است از اشياء ، نه عين حقيقت اشياء است ، و به بطلان نشان بطلان ناشى لازم نيايد ، ليكن مادام كه ناشى معتاد نشانى نشده باشد ، و آن را استيناس به آن در او باقى است از نشانى كه غير آن باشد مستوحش است ، و به آن معذّب و منغّص . همچون كسى كه در خواب صورتى بيند و بر آن عاشق شود ، چون بيدار شود و آن صورت نبيند به نايافت آن معذّب باشد . چنانچه خواب و بيدارى دو نشأه است بشر را ، همچنين نشأهء دنيا و نشأهء آخرت دو نشأه است . حقيقت و تحقيق اين مطلب غورى عظيم دارد ، به حسن ظنّ اين را قبول فرمايند كه چنين است كه نموديم ، و يك سر موى زير و بالا نيست . و راه نجات را كه تدرّج است به سوى استيناس با نور قدس به دوام مراقبت و ذكر تجنّب از ارجاس و قاذورات بشريّه قبول فرمايند كه رفع حجاب اعظم كه به رفع آن قيامت عظمى شود نزديكتر از ساعت است ، اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ( قمر ، 15 ) ، و رفع حجاب ادنى كه به برخاستن آن قيامت صغرى برخيزد از شراك نعل نزديكتر است . كلّ امرئ يصبح في أهله * و الموت أدنى من شراك نعله زنهار ، زنهار ، كه تسويف به خود راه ندهند ، و هيچ بر اين راه ندهند ، و هيچ كارى بر اين مقدّم ندانند كه كارى از اين اهم نيست كه خود را از عذاب ابدى و نكال سرمدى خلاص كنند . چون سوط عذاب برداشتند ، امير و فقير ، و عظيم و حقير ، و شاه و گدا به يك چوب رانند ، و روى هيچ كس نبينند ، و جز به عروهء وثقاى تقوى آنجا تمسّك نتوان جست ، حبال اسباب و انساب جمله آنجا بريده شود ، به خداوند آسمان و زمين كه اين سخن درست است ، و هيچ غلط در آن نيست . سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( صافات ، 180 - 182 ) . « 1 »

--> ( 1 ) . مجلهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى ، دانشگاه تهران ، سال 17 ، شمارهء 3 و 4 ، صص 327 - 329 . به اهتمام كرامت رعنا حسينى از مجموعهء خطّى ، مورخ 1188 هجرى قمرى .