احمد بن محمد حسينى اردكانى

57

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

مستجمع است جميع عوالم غيبيّه و حسّيّه را . و چنان كه مجموع عالم كه آن را انسان كبير مىگويند مظهر اسماء الهيّه است بر سبيل تفصيل ، [ همچنين ] انسان كامل مظهر آنها است بر سبيل اجمال ، پس او مظهر اسم اللّه است . و چنان كه همهء طبقات عالم به حيثيّتى است كه به يكديگر مربوط و بعضى به بعضى متصل است ، مانند سلسلهء واحده كه به حركت آخرش اوّلش حركت مىكند ، به اين نحو آثار و هيئات از عالى به سوى سافل نزول مىكند و از سافل به سوى عالى صعود مىنمايد ، امّا نه بر وجهى كه منافى قواعد ايشان باشد ، يعنى عالى به سافل التفات نمايد و سافل در عالى اثر كند ، بلكه به وجهى ديگر كه راسخين در علم مىدانند ؛ همچنين هيئات نفس و بدن از موطن يكى به موطن ديگر صعود و نزول واقع مىشود ، و هر يك از ديگرى منفعل مىگردند ، خواه هيئات علميّه باشد و خواه عمليّه . پس هر صفت بدنيّهء فعليّه يا ادراكيّه كه به سوى عالم نفس بالا مىرود عقليّه مىشود ، و هر ملكهء نفسانيّهء فعليّه يا ادراكيّه كه به عالم بدن نزول مىكند حسّيّه [ مىگردد ] . و به صفت غضب اعتبار مىتوان گرفت كه ظهورش چگونه در بدن موجب سرخ شدن رخساره مىشود ، و همچنين به صفت خوف كه نزولش چگونه در بدن سبب زردى رنگ مىگردد ، و همچنين فكر در معارف و حقايق و شنيدن آيه‌اى از ملكوت چگونه موجب اقشعرار بدن و قيام شعر و اضطراب جوارح مىشود . و نظر كن كه چگونه صورت محسوسى كه انسان به آن بر مىخورد و قواى بدنيّه آن را ادراك مىكند بالا مىرود به عالم عقل انسانى ، و بعد از آنكه محسوس و مشاهد در جرم بوده است معقول و غايب از ابصار و مدرك به بصيرت و اعتبار مىشود . و چون اين مقدّمه ممهّد شد ، بدان كه غرض از وضع شرايع و ايجاب طاعات آن است كه شهادت غيبت را خدمت بفرمايد و شهوات عقول را خدمت كنند و جزو به كل و دنيا به آخرت برگردد و محسوس معقول شود و از عكس اين امور منزجر گردد تا آنكه ظلم و و بال لازم نيايد و موجب وخامت عاقبت و سوء مآل نشود . و يكى از حكما گفته است كه : هر گاه عدل قائم گردد شهوات عقول را خدمت مىكنند ، و هرگاه جور برپا شود عقول شهوات را خدمت مىكنند ، پس طلب آخرت اصل هر