احمد بن محمد حسينى اردكانى
56
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
استعدادات بسيار كمياب است . و از اين جهت يافت نمىشود كسى كه مفطور باشد بر اين فطرت مگر يكى بعد از ديگرى ، چنان كه گفته است آن را شيخ ابو على كه « بزرگوارتر است جناب حق از آنكه بوده باشد شريعت از براى هر واردى و مطلع گردد بر او مگر واحدى بعد واحدى » . « 1 » در اشارهء اجمالى به اسرار شريعت و حكمت تكاليف حقيقت انسان ، چنان كه اشاره به آن شد ، حقيقت جمعيّه است كه وحدتش مثل وحدت عالم وحدت تأليفيّه است ، صاحب مراتب كثيرهء متفاوته در تجرّد و تجسّم و صفا و كدورت و نور و ظلمت . و چنان كه براى جملهء عالم طبقات كثيره است متفاوت در شرف و خسّت ، ليكن براى آن سه جنس بيش نيست ، و در هر جنسى طبقات بسيار هست كه عدد آنها را كسى به غير از خدا نمىداند . اوّل عالم عقل است و براى آن مراتب بسيار هست . دوم عالم مثال و خيال منفصل است كه مشتمل است بر مراتب متفاوته كه اعلاى آن متقارب ادناى عالم عقول است . سوم عالم جرم ، مشتمل بر طبقات از اعلاى افلاك تا ادناى ارضين ، و جرم اعلى در لطافت به حيثيّتى است كه مشابه است به ادناى عالم مثال ، و همهء آنها يك شخص واحد است كه مظهر جميع اسماء الهى است كه آن اسماء با كثرت عين وجود حق تعالى است . بعد هذا ، هر مرتبهاى از مراتب عالم به منزلهء موضوع و مادّه است براى مرتبهاى كه فوق آن است ، و مرتبهء فوق صورت مقوّمه و فاعل و غايت مرتبهء تحت است ، و همچنين در نزول تا به مرتبهء مادّهء كل كه هيولى است و در نهايت خسّت است ، و در صعود تا به مرتبهء صورة الصور و فاعل الفواعل و غاية الغايات ، و آن عقل كل و سيّد الممكنات و عبد اعلى و ممكن اشرف و حقيقت محمديّه است ، و آن اوّل است در بغيه و تعقّل و آخر است در درك و عمل ، و در اينجا تعقّل عين وجود است و وجود عين تعقّل . پس همچنين انسان منتظم است از جميع اين مراتب و حقايق ، و حقيقت همهء اين عوالم در او موجود است ، پس او فى ذاته قابل است جميع نشئات عقليّه و نفسيّه را و
--> ( 1 ) . ابن سينا ، الاشارات ، ص 157 .