احمد بن محمد حسينى اردكانى
55
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
بر اعمالى كه شأن رئيس مىباشد كه مباشر آنها شود . دوم آنكه فهم و تصوّرش در آنچه مىشنود نيكو باشد ، و هر چه به او گفته مىشود به همان نحو كه مقصود قائل است و به همان نحو كه در نفس الامر واقع است بفهمد . سوم آنكه حفظش نيكو باشد و آنچه را كه مىفهمد و احساس مىكند فراموش نكند . چهارم آنكه ذكا و فطنتش قوى باشد به نحوى كه ادنى دليل در نظرش بر مدلول دلالت كند . پنجم آنكه حسن العباره باشد و تواند كه از آنچه در خاطرش هست تعبير نمايد به عبارتى كه مطلب از آن مفهوم شود . ششم آنكه محبّ علم و حكمت باشد و از تأمّل در معقولات ملالى بهم نرساند و از تعب آن متأذّى نشود . هفتم آنكه بالطبع حريص نباشد بر شهوات و بالطبع دورى كند لعب را و لذّات كاينهء فاسده را دشمن باشد . هشتم آنكه كبير النفس و محبّ كرامت باشد و بالطبع از هر چه عيب و عار است متنفر بوده ارفع از آن را راغب بوده باشد . نهم آنكه درهم و دينار و ساير اعراض دنيويّه در نظرش خار و بىمقدار باشد . دهم آنكه به حسب طبع محبّ عدل و اهل آن و مبغض جور و ظلم و اهل آن باشد ، و دربارهء اهل خودش و غير اهل خودش انصاف مرعى دارد و بر آن ترغيب نمايد ، و بر جورى كه بر كسى وارد شود اندوهناك گردد و در مقام تدارك آن باشد . يازدهم آنكه در هر جا كه به عدل و حسن و جميل دعوت كرده شود به آسانى انقياد نمايد ، و در دعوت به عدل چموش و لجوج نباشد . و اگر به جور و قبيح دعوت كرده شود منقاد نباشد . دوازدهم آنكه عزمش در آنچه وقوعش سزاوار باشد قوى باشد ، و جسور و مقدام و غير خائف و قوىّ النفس باشد . و اينها لوازم آن خصايص سهگانه است كه پيش از اين مذكور شد ، و اجتماع همهء اينها در يك انسان مشكل است ، و مادّهاى كه قبول مثل چنين شخصى بكند در امزجه و