احمد بن محمد حسينى اردكانى
366
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
به معنى آنكه هر مرتبهء كماليّهء از وجود مجاور مرتبهاى است كه در كمال وجودى تالى آن است ، و ميان آن مرتبه و مرتبهاى كه فوق يا تحت آن است در شدّت يا ضعف مرتبهء ديگر نيست كه ممكن الوجود باشد و موجود نشده باشد . و اگر كسى را به خاطر رسد كه مراتب شدّت و ضعف به حسب فرض غير متناهى است مانند مراتب مقادير ، پس اگر بايد كه در ميان هر مرتبه از شدّت و ضعف ، جميع مراتب ممكن الوجود موجود باشد ، لازم مىآيد وجود موجودات مترتّبهء غير متناهيهء محصوره در ميان دو حاصر ، و اين امرى است ممتنع . مىگوييم كه اين محال در صورتى لازم مىآيد كه بايد هر يك از آن موجودات به وجود على حده موجود باشند . و در اين مقام اين معنى لازم نيست ، بلكه مىتواند شد كه طايفهاى از آن به وجود واحد موجود باشند ، به اين معنى كه شخص موجود واحد صاحب درجات وجوديّه باشد كه بعضى از آنها اعلى و اشرف از بعضى ديگر باشند بدون افتراق و انفصال در ميان آنها . و از اين قبيل است شخص انسانى كه موجود است به وجود واحد و صاحب قواى متعدّده است كه بعضى عقلى و بعضى نفسانى و بعضى طبيعى است ، و براى هر يك از اين اقسام ثلاثه مراتب متفاضله در صنف هست ، و تمام اينها ذات واحدهاند ، چنان كه بعد از اين مبيّن خواهد شد . و چون اين معانى مصوّر گرديد ، مىگوييم كه هيولاى عناصر در طرف نقيصه اخسّ از همه موجودات است ، به نحوى كه چيزى اخسّ از آن تصوّر نمىتوان نمود مگر عدم ، زيرا كه وجودش قوّهء وجود و تهيّؤ قبول صورت است . و اوّل چيزى را كه قبول مىكند امتداد قابل طول و عرض و عمق است و براى آن قوامى نيست مگر به جسميّت ، چنان كه براى جسميّت استقلال نيست مگر به صور نوعيّه ، و أدناى نوعيّات صوريّه صور نوعيّه [ 306 ] عنصريّهاند كه هيولى آنها را بعد از جسميّت مطلقه قبول مىكند و عناصر اربعه حاصل مىگردد ، يا در درجهء واحد ، چنان كه مشهور آن است ، و يا بر تقدّم و تأخّر ، به اين معنى كه بعضى در وجود بر باقى سبقت دارند و به انقلاب به ديگران منقلب مىگردد . و اگر مذهب ثانى حق باشد اسبق در وجود همان خواهد بود كه اخسّ است ، زيرا كه ترتيب در سلسلهء عوديّه از اخسّ فالأخسّ است به اشرف فالأشرف ، و لكن جزم به آنكه