احمد بن محمد حسينى اردكانى
355
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
فصل دوم در بيان علّت آنكه بايد كه اجزاء عناصر متصغر گردد تا آنكه مزاج حاصل تواند شد و بيان علّت اشتراط باقى مشروط در حصول مزاج بعد از آنكه در حصول مزاج تماسّ واجب شد معلوم است كه هر قدر كه تماس بيشتر باشد تفاعل تمامتر خواهد بود ، و شكّى در آن نيست كه تصغّر أجزا موجب زيادتى تماس خواهد بود . و قرشى در شرح قانون مىگويد كه : « تصغّر اجزاء عناصر در مزاج قوى شرط است نه در نفس مزاج ، زيرا كه احتياج به تصغّر اجزا در صورتى است كه بايد فعل و انفعال اتم باشد ، و اين مانع نيست از آنكه فعل و انفعال بدون آن نيز حادث گردد . چنان كه شيخ اعتراف دارد به آنكه مزاج شخص حاصل مىشود از تكافؤ اعضاء حارّه و بارده و رطبه و يابسه با آنكه آنها متصغّر نمىشوند . » و علّامهء شيرازى بر او اعتراض نموده است كه : « مراد شيخ آن نيست كه حرارت قلب مثلا موجود در قلب است و سرايت به دماغ نمىكند . و همچنين برودت دماغ موجود در آن است و سرايت به قلب نمىكند ، و هرگاه در ميان آنها نسبتى واقع شود مزاج است ، و إلّا مزاج از مقولهء وضع يا اضافه خواهد بود ، و آن باطل است . بلكه مراد آن است كه چون حرارت قلب با برودت دماغ ممزوج گردد ، و همچنين به عكس ، براى هر يك كيفيّتى كه مناسب با صحّت آن باشد حاصل مىشود . و آن كيفيّت عرضى است موجود در عناصر متصغّره » . و فاضل شارح مىگويد : كه در اين ايراد نظر است ، زيرا كه سرايت حرارت قلب و برودت دماغ به يكديگر موجب نمىگردد كه مزاج ثانوى حادث در هر يك از اين دو حاصل از تصغّر اجزاء اين دو باشد هر چند آن اجزاء متصغّره محلّ آن مزاج باشد ، و اين راه را به آن چه نسبت است . و علّامهء شيرازى گفته است : كه تصغّر اجزاء را [ 293 ] به نحوى ديگر تقرير مىتوان نمود . به اين نحو كه بگوييم كه اگر چه تأثير اجسام مشروط به مماسّه نيست ، مانند تسخين