احمد بن محمد حسينى اردكانى
297
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
نمىآيد . و ديگر : از اشكالات صاحب محاكمات آن است كه اگر در فلك دو صورت باشد در آن تركيب قوى و طبايع خواهد بود ، پس بسيط نخواهد بود و جوابش : در نزد جمهور آن است كه معنى تركيب صور و قوى آن است كه براى جزئى از آن قوهاى باشد و براى جزئى ديگر قوّهاى ديگر ، يعنى بايد كه براى آن دو جزء باشد و در هر جزئى قوّهاى باشد كه در جزء ديگر نباشد . و امر در فلك بر اين نحو نيست ، بلكه يك قوّهء آن سارى در جميع اجزاء فلك است و قوّهء ديگرش به جزئى اختصاص دارد . و فاضل شارح هدايه گفته است كه بنا بر آنچه ما تقرير نموديم اين سؤال وارد نمىآيد و به اين جواب محتاج نيست . و اشكال سوم : آن است كه صورتى كه تعلّق به مجموع فلك دارد و منوّع آن است در جميع اجزاء فلك سارى است . پس خارج و دو متمّم افراد نوع واحد خواهند بود ، و از اين تعدّد افراد مبدع لازم مىآيد ، و قوم تصريح نمودهاند كه انحصار مبدع در شخص واجب است . و فاضل شارح در جواب اين اشكال گفته است كه : « هيچ يك از متمّمين جسم مستقلّ بنفسه نيستند ، بلكه جزء جسميّت فلكند ، پس نبايد كه براى آنها صورت مستقلّه باشد و از اين جهت است كه كرهء متشابهة الثّخن [ 230 ] نيستند . و اگر براى آنها طبيعت مستقلّه مىبود حركت مختصّه نيز مىداشتند كه به آن حركت اوضاع را از قوّه به فعل مىآوردند براى تشبّه به مبادى مفارق به نحوى كه نزد ايشان مقرّر است . و امّا خارج از آن حيثيّت كه جزء فلك است جسم مستقل نيست و حركت خاصّه ندارد و مبدأ حركت براى آن نيست ، و از آن حيثيّت كه كرهء مستقلّه است حركت خاصّه و صورت منوّعه براى آن هست ، و از اين حيثيّت مباين است از فلكى كه شامل آن است . و در هيچ يك از اين دو صورت تعدّد افراد مبدع لازم نمىآيد » . و بدان كه شارح فاضل در اين مبحث به مقتضاى مقام به بقاى صور عناصر در ضمن مركّبات حكم نموده است . و در رسالهء منفرده كه در تحقيق مزاج نوشته است در آخر مراحل به بيان احوال اعراض و جواهر بر عدم بقاى آن صور استقلال نموده است . و در مبحث مزاج