احمد بن محمد حسينى اردكانى

29

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

كماليّه است ، و بالحقيقه حيوانى است منتصب القامة كه افاعيل مختلفه به حسب ارادات متنوّعه از او صادر مىگردد و او از حق در حجب ظلمانيّه ساتره است . پس اگر از خواب غفلت و جهل بيدار شد و دانست كه وراى اين لذّات بهيميّه [ لذّات ] ديگر و فوق اين مراتب مراتب كماليّه ديگر هست ، و از اشتغال به منهيّات شرعيّه تايب گرديد و به سوى حق تعالى بازگشت نمود ، و براى طلب كمالات اخرويّه به عزم تام شروع در ترك فضول دنياويّه نمود و به سلوك سبيل اللّه متوجّه گرديد ، و از مقام نفس مهاجرت كرد ، و از هر چه در طريق عايق مقصود باشد زهد ورزيد ، و از هر خاطر ردى كه وارد بر قلب گردد و او را مايل به غير گرداند پاك شد ، و بعد از اتّصاف به ورع و تقوى و زهد پيوسته به محاسبهء نفس خود را در افعال و اقوال اشتغال نمود ، و نفس را در هر چه امر نمايد هر چند به خير و عبادت باشد متّهم دانست : براى او لوامع انوار غيب ظاهر مىگردد ، و ابواب ملكوت بر روى خاطرش گشوده مىشود و مرّة بعد اخرى لوايح نوريّه بر او لايح مىگردد ، و امور غيبيّه را در صور مثاليّه مشاهده مىكند . و چون طعم چيزى از آنها را چشيد در عزلت و خلوت و ذكر و مواظبت بر طهارت تامّه و عبادت و مراقبت و محاسبت رغبت مىنمايد ، و از مشاغل حسّيّه بكلّى اعراض مىنمايد و دلش از محبّت آنها خالى مىشود ، پس بالكلّيّه باطنش متوجّه حق مىگردد ، و وجد و سكر و وجدان و شوق و عشق و هيمان براى او ظاهر مىشود و او را محو مىگرداند و از نفس خود غافل مىسازد ، پس حقايق سرّيّه و انوار غيبيّه را مشاهده مىكند ، و تمام مشاهده و معاينه و مكاشفه براى او متحقق مىگردد ، و انوار حقيقيّه گاهى بر او ظاهر مىشود و گاهى مختفى مىگردد ، تا آنكه او متمكّن گردد و از تلوين خلاص شود و سكينهء روحيّه و طمأنينهء الهيّه بر او نازل گردد ، و ورود آن بوارق و احوال براى او ملكه شود ، پس داخل در عوالم جبروت مىگردد و عقول مجرّده و انوار قاهره و مدبّرات كلّيّه از ملائكهء مقرّبين و مهيّمين در جمال ربّ العالمين را مشاهده مىكند ، انوار ايشان متحقق مىگردد ، پس انوار سلطان احديّت و سواطع عظمت و كبرياى الهيّت براى او ظاهر مىگردد ، و آن را هباء منثورا مىگرداند . و در آنجا جبال انيّتش مندك مىگردد ، و تعيّنش متلاشى ، و وجودش مضمحل مىگردد . و اين است مقام فنا و محو و نهايت سفر اوّل سالكين .