احمد بن محمد حسينى اردكانى
30
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
پس اگر در فنا و محو باقى ماند و به بقاء و صحو برنگردد ، مستغرق در عين جمع و محجوب به حق از خلق خواهد بود ، به جهت آنكه فانى است ، و فانى را وسعت هيچ چيز باقى نمىباشد . چنان كه پيش از فنا به خلق از حق محجوب بود ، به جهت تنگى وعاى وجودى و استغراق و فنايش در بدن ، پس همچنين در اين حالت بصرش از مشاهدهء جمال حق و سبحات وجه آن حضرت به چيزى ديگر نمىافتد ، و كثرت در شهودش مضمحل و تفصيل محتجب مىگردد ، و ذلك الفوز العظيم « 1 » . و بالاترين از اين مرتبه آن است كه به صحو رجوع نمايد و به تفصيل در عين جمع نظر كند ، و صدرش وسعت حقّ و خلق بهم رساند . و چنين كسى نشاطش به بهجت خودش از همه كس بيشتر است ، زيرا فرحش به حقّ و به هر چيز حاصل است ، و هر چيز را كه مشاهده مىكند حقّ را در آن مشاهده كرده است ، و به حق هر چيزى را مىبيند و مىشنود و مىچشد و مىبويد و طعم حقّ و رايحهء حقّ را در هر چيز مىشنود ، و طعم حقّ را در هر چيز مىيابد ، بر وجهى كه موجب كثرت نمىشود . و محقّق طوسى در شرح مقامات العارفين مىگويد كه : « چون عارف منقطع از نفس خود گرديد و به حق متّصل شد ، هر قدرتى مستغرق در قدرت حق مىبيند كه متعلّق است به جميع مقدورات ، و هر علمى را مستغرق در علم حق مىبيند كه چيزى از آن مخفى نيست ، و هر اراده را مستغرق در ارادهء حق مىبيند كه چيزى از مرادات از آن ابا نمىكند ، بلكه هر وجودى و هر كمال وجودى را صادر از او و فايض از او مىبيند ، و در آن وقت حق بصرش مىشود كه به آن مىبيند ، و سمعش مىشود كه به آن مىشنود ، و قدرتش مىشود كه به آن فعل مىكند ، و علمش مىشود كه به آن مىداند ، پس در آن حال عارف متخلّق به اخلاق اللّه خواهد بود به حسب حقيقت » . « 2 » اينك نمونههايى از عبارات « سه اصل » ملّا صدرا شيرازى دربارهء مسائل اخلاقى مىآوريم :
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيريّة ، صص 205 - 209 - مرآت الاكوان ، ص 475 . ( 2 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية ، ص 209 - طوسى ، شرح الإشارات ، ج 3 ، ص 389 - مرآت الاكوان ، ص 476 .