احمد بن محمد حسينى اردكانى
260
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
ضرور نيست ، پس انتقال تغيّر در أين است ، يعنى در نسبت به مكان و وجود مكان به أين ثابت مىگردد . دوم : آنكه مشاهده مىشود كه جسمى كه حاضر است غايب مىگردد و جسمى ديگر حاضر مىشود ، مثل آنكه سبويى كه پر از آب است خالى مىشود و هوا [ 188 ] به جاى آن مىآيد . و در اين صورت بديهه حاكم است كه براى آن دو شىء متعاقب مورد مشتركى هست و آن مورد به غير از مكان چيزى ديگر نمىتواند بود . سوم : آنكه وجود فوق و تحت بالضّروره معلوم است ، و اين مقتضى وجود مكان است . و يكى از علماء در مقام ذكر وجه ضبط مذاهب در امر مكان گفته است كه : « اين امرى كه بعضى از أمارات و خواصّ آن معلوم است خارج از جسم و احوال جسم نيست ، پس يا جزء جسم است و يا جزء جسم نيست . و در صورت اوّل يا هيولى است و يا صورت . دوم شكّى در اين نيست كه مساوى جسم است ، پس يا عبارت است از بعدى كه مساوى اقطار جسم است و يا عبارت است از سطح جسمى ديگر كه ملاقى اين است ، خواه حاوى آن جسم باشد و خواه محوىّ . و در صورتى كه بعد باشد يا موجود است و يا موهوم . و اين پنج احتمال است و به هر يك جمعى قائل شدهاند » . و شيخ رئيس در شفا گفته است كه : « لفظ مكان را عامّه بر دو وجه استعمال مىكنند : يكى بر آن چيزى كه شىء بر آن قرار دارد ، و فرق نمىگذارند در آنكه آن چيز جسم اسفل باشد يا سطح اعلاى آن جسم ، و شايد كه كسانى كه اندكى از مرحلهء عامّه تجاوز كرده باشند به سطح اعلاى جسم اسفل تخصيص دهند . و ديگر بر آنچه محيط بر شىء است ، مانند خم نسبت به شراب و خانه نسبت به مردم ، و بالجمله هر چه آن چيز در آن واقع است و اگر چه بر آن قرار نداشته باشد . و اين استعمال دوم در نزد ايشان اغلب است » . « 1 » و كسى كه مكان را هيولى دانسته است مىگويد كه مكان آن است كه متمكّنات به تعاقب بر آن وارد مىگردند و هيولى نيز صور به تعاقب بر آن وارد مىشود ، پس مكان هيولى
--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، صص 114 - 115 .