احمد بن محمد حسينى اردكانى
255
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
بلكه به حسب تحليل عقلى است و عقل در ميان آنها تفريق مىنمايد و بر هر يك حكم مىكند حكمى كه مخصوص به آن است . پس مسافت فردى از كم يا كيف يا مقولهء ديگر است كه حركت در آن واقع مىشود ، و حركت تجدّد آن و خروج آن از قوّه به فعل است . و اين معنى انتزاعى عقلى است ، و اتّصال آن بعينه همان اتّصال مسافت است ، و زمان قدر آن اتّصال و تعيّن آن است . پس بعد از تحليل و تفصيل حكم مىكند به آنكه بعضى علّت بعضى ديگر است و گفته مىشود كه اتّصال حركت ثبوتش به واسطهء اتّصال مسافت است . پس اتّصال مسافت علّت متّصل بودن حركت است ، نه به اين معنى [ 183 ] كه اتّصال مسافت علّت وجود اتصالى ديگر است براى حركت ، بلكه اتّصال حركت نفس اتّصال مسافت است از آن حيثيّت كه مسافت حركت است . پس چنان كه مسافت علّت وجود حركت است همچنين علّت اتّصال آن نيز هست ، زيرا كه تصوّر حركت با عدم اتّصال ممكن است . چنان كه قائلين به جزء به آن رفتهاند . و امّا براى اتّصال زمان علّتى نمىباشد ، زيرا كه ماهيّت آن كم متّصل است و ماهيّات مجعول نمىباشند ، بلكه آنچه مستدعى علّت است وجود زمان است ، و علّتش اتّصال مسافت بتنهايى نيست ، بلكه اتّصال آن از آن حيثيّت كه اتّصال حركت است علّت وجود زمان است . « 1 » فصل ششم در ذكر وقوع كيفيت اشياء در زمان در كتاب شفا گفته است كه : « هر چه براى آن جزو متقدّمى و جزو متأخّرى هست آن چيز واقع در زمان است ، و اين تقدم و تأخر اوّلا و بالّذات براى حركت است و ثانيا و بالعرض براى ذى الحركة » . و ايضا در آن كتاب مذكور است كه : « گاهى انواع شىء را مىگويند كه در آن شىء موجود است ، و وجود آن در زمان مانند وحدت است در عدد ، و متقدّم و متأخّر مانند زوج و فرد است در عدد ، و ساعات و ايّام مثل اثنين و ثلاثه است در عدد ، و حركت در زمان به مثابهء
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الاسفار ، ج 3 ، صص 179 - 181 .