احمد بن محمد حسينى اردكانى

256

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

مقولات عشر است در عشريّت . و متحرّك در زمان به منزلهء موضوع مقولات عشر است در عشريّت . و امّا سكون امرى است عدمى كه به زمان بالذّات مقدّر نمىگردد ، و لكن از آنجا كه دو حركت به آن احاطه مىكند نوعى از تقدّم و تأخّر براى آن متصوّر مىگردد و توهّم وقوع در زمان دربارهء آن مىشود » . « 1 » و صاحب اسفار گفته است كه : « هيچ جوهرى نيست كه نوعى از تغيّر در آن واقع نباشد ، زيرا كه تجدّد در طبيعت به ثبوت رسيده است ، پس هر چه به جهتى ساكن است به جهت ديگر متحرّك است ، و به آن جهت كه متحرّك است لذاته واقع در زمان است [ 184 ] . و زمان در نزد ما متعلّق است به تجدّد طبيعت قصوى ، پس به حركت مستديره كه اقدام حركات ساير مقولات است ، خصوصا آن حركت مستديره كه در جرم اقصى موجود است و ساير حركات اينيّه و وضعيّه به آن متقدّر مىگردند ، و به واسطهء آنها حركت در كيف و كمّ متقدّر مىشود . و امّا تجدّد غير آنها از مقولات ، مثل اضافه و ملك و امثال آنها حتى اعدام و ملكات ، حركت بالعرض است . نه بالذّات ، و تقدّم و تأخّر زمانى در آنها بالعرض است . و امّا موجوداتى كه نه حركتند و نه در حركت ، در زمان نيز واقع نيستند ، و اعتبار معيّت ثبات آنها را با متغيّرات « دهر » مىگويند . و همچنين به دهر موسوم است معيّت متغيّرات با متغيّرات ، نه از حيثيّت تغيّر آنها ، بلكه از حيثيّت ثبات آنها . و هيچ موجودى نمىباشد كه خالى از هر نحو ثباتى باشد ، بلكه براى هر موجودى نحوى از ثبات هست اگر چه ثبات تغيّر باشد ، و اگر امور ثابته با امور ثابته اعتبار نمايند آن معيّت را « سرمد » مىگويند ، و به ازاى اين معيّت و معيّت قبل از آن تقدّم و تأخّر نمىباشد ، زيرا كه هيچ يك از اين دو مضائف معيّت نيستند تا آنكه مستلزم تقدّم و تأخّر باشند » . « 2 »

--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، صص 170 - 171 . ( 2 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 3 ، صص 181 - 183 .