احمد بن محمد حسينى اردكانى
131
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
ماهيّت است ، و امتناع صدق حكمى بر موجود به اعتبار وجود موجب امتناع صدق آن حكم بر ماهيّت نمىشود . شيخ اشراق امتداد جوهرى را انكار نموده است ، و بر آن انكار چند دليل اقامه نموده است : اوّل : آنكه اگر تقوّم جسم موجود در اعيان به امتداد جوهرى باشد آن امتداد يا كلّى است يا جزئى . و كلّى بودن آن محال است ، زيرا كه كلّى من حيث هو كلّى در اعيان موجود نمىتواند بود ، پس تقوّم آنچه در اعيان موجود است به آن محال است ، و اگر جزئى باشد اگر همان امتداد است كه عرضيّت آن ثابت شده است و در جسم [ 42 ] غير آن امتدادى نيست ، پس امتداد جوهرى در جسم نمىباشد ؛ و اگر امتدادى ديگر است كه در جسم دو امتداد موجود است يكى جوهرى و ديگرى عرضى ، اين نيز محال است ، زيرا كه امتداد طبيعت واحده و مفهوم واحد است ، و جواب ما هو در آن مختلف نيست ، پس نمىتواند بود كه بعضى جزئيات آن جوهر و بعضى عرض باشد . و چون عرضيّت بعضى ثابت است باقى نيز عرض خواهند بود . دوم : آنكه اگر در جسم امتداد جوهرى باشد در كلّ جسم و جزء جسم موجود خواهد بود . و آنچه در كل است اكثر است از آنچه در جزء است ، پس لذاته قابل تجزيه خواهد بود ، و آنچه لذاته قابل تجزيه است كم است و عرض . سوم : آنكه چون جسم متخلخل گردد ، اگر آن امتداد به همان نحو كه بوده است باقى مىماند ، پس در همهء جسم متخلل مقدار صورت جرميّه نخواهد بود . و اگر به همان نحو باقى مىماند ، بلكه زياده بر آن مىشود كم خواهد بود و كم عرض است . و فاضل عارف شارح هدايه از دليل اول جواب داده است كه براى امتداد واحد جرمانى دو مفهوم است : مفهوم اول امتداد بودن بر سبيل اطلاق ، و مفهوم ديگر بودن مقدار عارض متعيّن در حدود مساحت . و به معنى اوّل مقوّم جسم است و به معنى دوم عرضى است خارج از جسم . و انتزاع مفهومات متعدّده از وجود واحد شخصى كه بعضى داخل در حقيقت و ذاتى آن شىء باشد و بعضى خارج از حقيقت و عرضى در مواضع كثيره يافت مىشود ، مثل وجود زيد كه بذاته مصداق انسانيّت است و شىء و ممكن عام نيز بر او صدق