احمد بن محمد حسينى اردكانى

116

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

اجسام مفرده از قبيل آب و هوا بسيط على الاطلاق نيستند ، بلكه مركّبند از تماس اجسام صغار صلبه در غايت صلابت كه به هيچ وجه قبول قسمت انفكاكيّه نمىكنند اگرچه قسمت وهميّه را قابلند ، و به اين قيد مذهب ايشان از مذهب اصحاب جوهر فرد ممتاز مىگردد . و امام فخر رازى گفته است كه در اشكال آن اجسام صغار اختلاف نموده‌اند ، و بيشتر ايشان آنها را كروى دانسته‌اند به اعتبار بساطت ، و قول به خلأ را كه در خلل و فرج آن كرات مماسّ به يكديگر لازم مىآيد التزام نموده‌اند . و بعضى گفته‌اند كه مكعبّاتند ، و بعضى ديگر مثلّثات ، و بعضى مربّعات دانسته‌اند ، و بعضى گفته‌اند كه در شكل بر پنج نوعند . و آنچه اجزاء نارند محاط به چهار مثلث متساويند ، و آنچه اجزاء ارضند مكعبّاتند ، و اجزاء هواء ذو ثمانى قواعد مثلثاتند ، و اجزاء ماء ذو عشرين قاعدهء مثلثات ، و اجزاء فلك صاحب دوازده قاعدهء مخمّسات . و شيخ رئيس در شفا گفته است كه [ حكما ] به اختلاف اشكال آنها قائلند ، و بعضى از ايشان آنها را در نوع متفق مىدانند . و بالجمله چون اثبات آنكه جسم قابل انقسامات غير متناهى است موقوف است بر ابطال اين مذهب . لهذا بعضى از متأخرين گفته‌اند كه چون به اعتراف ايشان اين اجسام به حسب طبع متّفقند ، پس بر هر يك جايز خواهد [ 25 ] بود آنچه بر ديگرى جايز خواهد بود و آنچه بر مجموع مركّب از دو جزء جايز است . و قسمت انفكاكيّه بر مجموع مركّب جايز است ، پس بر جزء بانفراده نيز جايز خواهد بود . و اگر بر هر جزء جايز نباشد بايد كه بر مجموع نيز جايز نباشد به اعتبار اتّحاد در طبع ، و اين خلاف واقع است . و اعتراضى كه بر اين دليل وارد مىآيد ، اوّلا آن است كه مبناى اين دليل بر تساوى آن اجسام است در ماهيّت و اعتراف ايشان به آن فايده ندارد ، زيرا كه از آن بيش از الزام لازم نمىآيد و بيان برهانى نمىشود . و قائلى مىتواند گفت كه هيچ دو جزء از آن اجزاء بر طبيعت واحده نيستند . و ثانيا آن است كه بر تقدير تساوى مبادى اجسام محسوسه به حسب طبيعت اين دليل ، بنا بر اين تقدير ، موقوف است بر تساوى اجسام مركّبه و مبادى آنها كه اجسام ذيمقراطيسيّه‌اند در طبيعت و اين مطلب غير ثابت و غير معترف به آن قوم است ، بلكه اختلاف طبايع اجسام محسوسه ضرورى است . پس بر تقدير تساوى مبادى در طبيعت كل و