احمد اديب پيشاورى

55

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

در عجائب البلدان آورده‌اند قاع بيابانيست بين حضرموت و عمان هرگاه تاجران از آن بيابان بگذرند از غيب در گوششان آواز رسد و در حيرت بماند بر روى هر يك باز آن آواز مفهوم گردد كه متاع فلان بن فلان به اين و آن فروخته خواهد شد چون تاجران در آنجا رسند خريداران مالهاى ايشان را قيمت بموجب آواز دهند و يكحبه از آن تفاوت نكند هرچند بيشتر شتابد . ايضا نزديك موضع گلپا از توابع هند بيشه‌ايست خرم و بيمانند دايم در آن بيشه برويد نى نيزه هرگاه خشك شود در آن نيستان خودبخود آتش افتد در آن تا پنجاه فرسنگ روى زمين بسوزد از آن آتش تمام خاكستر آن جايگاه طباشير خالص مىشود تاجران آن را بولايات برند و زرها حاصل نمايند . ايضا مرهته موضعيست در حدود ولايت شام چون زنان بزايند پس از ايام نفاس باز به حالت بكارت آيند . ايضا ناصريه دهى است نزديك طبريه هر دختر كه در آنقريه بزايد از حالت بكارت بىبهره آيد راه فرجش وا باشد . در اشارات شيخ آذرى مسطور است مرقوم شده هر دخترى را كه مهر بكارت در فرج نباشد از شومى شك در پاكى مريمست كه از آنسبب بدين بلاى مبرم گرفتار شوند . ايضا شهريست موسوم به شهر زور نزديك همدان و غرايب بسيار در آن مىباشد اگر سنگ بمنجنيق و فلاخن از بيرون در قلعه اندازند خود را هدف آنسنگ سازند زيرا كه سنگ در آنقلعه درنمىآيد و برگشته بر سر همان سنگ‌انداز مىآيد .