احمد اديب پيشاورى

56

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

در عجائب البلدان مسطور است كه باران بسيار در ملك گيلان مىبارد گويند تا چهل شبانه‌روز يكدم نميايستد و باعث ويرانى خانهاى مردم مىشود چون بر سكنهء آنجا از بسيارى باران تنگ شود چون آواز شغال بشنوند اگر بعد از آن آواز سگ در گوش آيد جمله از فرط طرب در جوش و خروش آيند و به مجرد شنيدن آواز سگ و شغال باران بايستد و هوا در حال صاف شود . ايضا قم قريه‌ايست در نزديك كاشان و نمكسارى است در آن هركه نمك از آنجا بردارد و بهايش در برابر نگذارد ناگاه چارپايش لنگ گردد و وجه روزيش تنگ شود . ايضا در نزديك دامغان شهريست موسوم به بسطام و عاشق را در آنجا نشان و نام نميباشد اگر احيانا عاشق در آن خطه درآيد يك مرتبه عشقش از سر برآيد و در آنجا كسى به درد چشم گرفتار نشود و مرغ آنجا چنگال و منقار خود را در نجاست نيالايند . ايضا طمغاج شهر بزرگى است از بلاد ترك از نوادرش آنكه چون زنان از حالت جماع فارغ شوند باز به حالت بكارت رجوع نمايند هميشه بدين آئين باشند و از مسافران دل و دين در ربايند . ايضا در طرطوشهء اندلس غاريست بىپايان و آتش از آن نمايان نميباشد اگر چيزى از خاك و چوب در آن اندازند فى الحال مشتعل شده بسوزد . ايضا شهريست در بيابان اندلس موسوم بمدينه الكليس دور آنشهر چهل فرسخست و ديوار بلند آن قلعه پانصد ذرع افتاده و درش ناپديد و باعث تعجب ارباب ديد باشد .