احمد اديب پيشاورى
54
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )
مرقوم خامهء مشكين ختامه طاهر عماد الدين مصنف تاريخ روضة الطاهرين است كه جوان پهلوان گرشاسب شاه كابل را هلاك ساخت و بر آنملك مستولى شد در ابتدا براى تفرج بتخانه نوبهار كه در كمال زيب و زينت بود شتافت ديد كه سقف آن سراسر از عقيق رخشان بود و ديوارش را از رخام تابان پرداخته زمينش از نقرهء خام پركار و دروازههايش از زر كامل عيار است بر كنگرههاى ديوار صورت ستارگان و اختران ساختهاند و هزاران صنعت به كار بردهاند . و در ايوان آن عمارت تخت عالى مرصع بجواهر لآلى نهاده و بت زيباشكل خوشچهره مرغوب طبع از زر بر آن تخت نشسته در هر ساعت آن تمثال هر دو كف دست ميگشاد و بانگ بلند برميداشت فى الفور هر دو دستش پر آب ميشد و از آب روى خود ميشست هركه از آب قدرى مىآشاميد كامياب مطالب ميشد اگر آن آب بر درخت خشك چندين ساله ميپاشيدند در حال سبز ميگشت و بسيارى از كنيزان ماه پيكر و دختران حور منظر با لباسهاى نظيف و حلى و حلل دلفريب در خدمت آن بت ايستاده مگسپرانى مينمود چون از خدمت فارغ ميشدند بسرودسازى و رودنوازى مىنشستند و هنگامهء تماشا را گرم ساخته برقاصى برمىجستند و از تماشائيان هركه را پسند ميكردند جام مى محبت به او تكليف نموده هوش از سرش ميربودند در بزم وصال خويش بارش داده كامياب ميساختند و نرد عشقبازى بكام دل بىبيم اغيار ميباختند دايم باينكار اشتغال داشته آن را وسيلهء نجات مىانگاشتند اگر كسى از مشتاقان تا ديرى روزگاران ميرسانيدند هريك او را پذيرفته نثار پاى آن بت ميساختند .