احمد اديب پيشاورى
5
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )
از محمد شاه و نظام الملك و ناصر خان صوبه دار كابل كه پيشاور هم ملحق به صوبهء زير نظر او بوده است و نور محمد خان حاكم پيشاور و نادر شاه و مياعمر عارف نام ميبرد . نخستين موردى كه از نادر ياد مىكند در ضمن داستانى است كه از باريدن قطرههاى خون در سر آسياى پيشاور سخن ميگويد : « در سنهء يك هزار و يكصد و پنجاه ، پيش از نزول الويهء نادريه در ماه محرم ايام عاشورا اندك بارانى در هوا پديد آمد . قطرهء چند از باران باريد در طرف سر آسيا كه طرفى از اطراف پيشاور است قطرههاى خون بر در و ديوار و روى زمين افتاد ( ص 202 ) » در جاى ديگرى از حادثهاى مربوط به عهد سلطنت نادر شاه بر پيشاور ، كه ميان سالهاى 1152 و 1160 بوده است حكايت مىكند : « راقم اين سواد در پيشاور به عهد سلطنت نادر شاه ، طفلى را در سن سيزده سالگى ديدم كه والدش ، اعجوبه دورانى از زمين پتان به پيشاور آورده كه نصف اعلاش بسان ديگران درست بود ( ص 156 ) » از سنوات 1149 و 1150 و 1162 و 1163 و 1165 در حكايات مربوط به صفحههاى 186 - 202 - 177 - 176 - 162 ياد مىكند و در صورتى كه سال جلوس محمد شاه را ميدانيم ، به سال 1131 هم اشارهاى در كتاب كرده است . مؤلف « گمنام » پيشاورى كتاب بينام « عجايب و غرايب » خويش را به ترتيب نگارستان و نگارخانه يا مرقع تصاوير به چند گرده تقسيم كرده است كه گردهء اول و دوم آن در اين نسخه وجود ندارد و تنها گردهء سوم است كه مشتمل بر دوازده تصوير بوده و تصوير دوازدهم آن خود به يازده رنگ قسمت مىشود و ممكن است اصل كتاب به همين گرده سوم پايان يافته باشد . از سياق مطالب و مقايسهء آنچه از غرايب نوشته با آنچه در اين دفتر نميتوان يافت استنباط مىشود كه در گردهء اول از غرايب جزائر و برارى