احمد اديب پيشاورى
13
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )
بت به آن بزرگى به آن عمارت بلند به تمام به آنكرسى موضوعست و ديگر رواقها و منظرها و غرفها دارد در آنعمارت چند آشيانه است . اول از كعب آن بت گذشته و آشيانهء دوم نزديك بزانويش رسيده سوم از زانو اندك بالاتر چهارم تا كمرش پنجم تا سينه و همچنين چند آشيانهء ديگرست تا بسرش و آنعمارت كليه مقرنس درهم آوردهاند و چنان ساختهاند كه عقل در آن حيران شده در همهء آشيانها از درون و برون توان گشت و آن بت بر بالاى كرسى ايستاده ساختهاند دو قدم كه هريك به طول ده گز باشد بالاى دو طبق ريخته ايستاده تخمينا صد هزار من برنج و روى در آن به كار رفته باشد و آن چرخ و فلك را مانند چرخ ديگر ساخته بودند كه در شهر قمجو بلكه از چرخ اول بزرگتر و پركارتر نمود . روز هشتم ذيحجه نزديك دميدن صبح صادق بدروازه شهر خانباليغ رسيديم و آنشهر را در نهايت عظمت و بزرگى ديديم طول هر ديوار آن تخمينا يك فرسخ باشد و ديوارهاى دور شهر بسبب اينكه بتجديد عمارت مىكردند چندين هزار جا خاره بسته بودند . هنگام صبح هنوز دروازه باز نشده ما را از پهلوى برج كه عمارت مىشد بدرون شهر خانباليغ آورده بدرگاه پادشاه رسانيدند و آن ميدانى بود هفتصد قدم يكسر و روى آن ميدان را به آن وسعت به سنگ رخام تراشيده فرش كرده بودند در آن از بالاى فرش پياده شده گذشتيم و بدرگاه شهريارى وارد گشتيم و بر هر دو طرف در ، پنجپنج فيل بازداشته بودند و فيلان خرطومها بجانب راه دراز كرده ما از ميانه خرطومهاى فيلان گذشتيم و بدرون رفتيم ، قريب به صد هزار آدمى در آنوقت كه هنوز روز ندميده بود و روشنى بلند نشده در آن بارگاه حاضر بودند و در آن فضاى ديگر بود از آن وسيعتر و در پيش آن كوشكى رفيع كه بلندى