احمد اديب پيشاورى

10

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

روان است اگرچه از چاهها كه در آن حوالى حفر مينمايند زود آب برميآيد اما آب بعضى مواضع سميت دارد كه جاندار از آشاميدن به هلاكت ميرسد و گاه باشد كه دو چاه كه در پهلوى هم واقعست آب يكى زهر قاتل و از يكى شيرين و گواراست و از ختن بكاشغر پانزده روز راهست و از كاشغر تا بسمرقند سى و پنج منزلست و در ختن دو رود است يكى را آقاقاش ميگويند و ديگرى را قراكاش و بيشتر سنگ رودخانه‌اش يشمست و از آنجا يشم به اطراف ممالك مىبرند و آب هر دو رودخانه از قرانقوداق فرو ميريزد . ايشان بعرض شاهرخ ميرزا رسانيدند كه دوازدهم رجب المرجب سنهء مزبور كه وارد قصبهء اتاصوفى شديم و در اوايل شعبان در آن بيابان گاوقيطاس افزون از قياس ديديم و بعضى از آنها چنان قوى هيكل بودند سوارى را از خانهء زين در ربوده تا دير وقت بر سر شاخ داشت و هيچ بخاطر نمىآورد و در نصف شعبان به سكجو كه اول شهرى از شهرهاى ختا است رسيديم . ختائيان خبر آمدن ما را شنيدند باستقبال برآمدند بنابر قاعده و رسم خود شرط پذيره بجا آوردند و در همان روز بميان مرغزارى صفهء عالى ساختند و بر آن سايبانها برافراختند و خوانها بر صندليها نهادند و انواع خوردنى از كباب غاز و بط و مرغ خانگى و گوشت گوسفند و ميوه‌هاى شيرين و مشمومات مشكى در ظرفهاى چينى اعلا ترتيب داده در زير نخلها انواع سبزيها آراسته و در آن بيابان جشنى ترتيب دادند كه در شهرهاى كلان بدشوارى مرتب نميشود بلكه بدان خوبى آراسته نگردد . بعد از طعام انواع مسكرات بميان آورده به همه كس رختخواب و ما يحتاج شب سپردند . اسامى ملازمان و همراهيان ما را بقلم آورده روانه كردند . شانزدهم ( دانك داجى ) نام كه حاكم آنسرحد بود براى ما طوى عظيم داد و انواع تكلفها بميان آورده حاضر ساخت و در آنمجلس تمثال