احمد اديب پيشاورى
11
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )
لكلك ساخته بودند و كودكى بدرون آن درآمده بطريق جانور پاى برميداشت و سر ميجنبانيد و تقليد بغايت شبيه مينمود باعث حيرت نظارگيان ميشد . بعد از چند يوم بقلعهء قراول كه حصنى است بغايت متانت رسيديم و در اطراف آن كوههاى رفيع ديديم كسان آمده بار ديگر نسخهء اسامى رفقاى ما برداشتند و نام هريك بر كاغذ نگاشته ما از آنجا به سوكچو آمديم . در يام خانها كه در بيرون شهر واقع بود ما را فرود آوردند تمامى رخوت و اسباب از ما برگرفتند و در دفتر ثبت كردند و بخازنان پادشاه سپردند و جميع ما يحتاج از مأكول و مشروب و ملبوس و مفروش در يام خانها ترتيب دادند براى هريك يكجامه خواب ابريشمى با يك خدمتگار مطبوع فرمانبردار حاضر ميشد و از آنجا تا خانباليغ كه تختگاه پادشاهست نود و نه يام خانه بود و ميان خانهها چند قرغوى و كيديفو است ، قرغوى عبارت از خانهايست كه ببلندى شصت گز باشد و دايم الدهر ده كس در آنخانه مىبودند و از آنجا خانهاى ديگر مينمود كه چون سانحهاى حادث شود فى الحال آتش بر آنخانه بلند برافروزد و آن را ديده حارسان قرغوى دوم روشن و همچنين جابجا آتش مشتعل سازند چنانچه در يك شبانهروز سه ماهه راه خبردار شوند و بدانند كه البته قضيهاى واقع شده و بعد از آن مكتوبى مشتمل بر تفصيل واقعه نوشته از اين قرغوى بقرغوى ديگر رسانند و همچنين دست بدست ميدهند و ميانهء هر كيديفو مسافت آن چهار يك فرسخ است در هر قرغو خانهدارى چند استكه در آنجاها ساكن كردهاند ، و يسياق آنها چنين است كه مكتوبرا از قرغو بقرغوى ديگر رسانند و مردم قرغو ده كس و ده روز مىباشند و بعد از آن ده ديگر مىآيند . اما مردم كيديفوى دايم آنجا ساكنند و زراعت نموده اوقات بسر