شمس الدين محمد بن محمود آملي

92

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و على هذا امثال و جزء و امثال و اجزاء . اما گاه باشد كه بعض ابعاد غير ملايم به اتفاق ديگرى ملايم نمايد بسبب غلطى كه قوت مميزه را افتد به جهت اشتباه آن بمتفقى باحد الاتفاقين مثلا بعد ه ح كه مثل و ثلثة اخماس است گاه باشد كه اول ه بشنوند آنگاه ح و چون د قائم مقام ح باشد چنان متخيل شود كه د است . پس مشابه بعد ه ا افتد كه از ابعاد ملايم است . پس آنجا اتفاق بمشابهة باشد و اينجا به اشتباه و اين اتفاق غير اتفاق ثانى سابق است چه در آن اتفاق بسبب مشابهة صورت بعد مسموع از حقيقت خود نمى گشت و درين اتفاق به صورت بعدى ديگر متخيل مىشود و بدين سبب بسى از ابعاد بر نسبت امثال و جزء كه در غايت دوريست از اتفاق متفق نمايد مثل بعده يوچه اول چون ه استماع افتد پس يو ممكن بود كه ازين ذهن به د ح منتقل شود كه د بدل ح بود و ح بدل يو . پس كانه كه ده شنيده شده باشد و متفق نمايد و بدينوجه جمله نسب مثل و اجزاء كه عدد اجزا كمتر از منسوب اليه بود بواحد متفق نمايد چنان كه رد اعنى مثل و ثلثه ارباع رح نمايد اعنى مثل و سبع و ه ط اعنى مثل و اربعه اخماس ط ى نمايد اعنى مثل و عشر و بدين سبب بعد ذو الخمس احيانا بذو الاربع مشتبه شود چون طرف احد پيشتر مسموع افتد چه بعدد و ح د نمايد و همچنين ح د ب ح بنابرين ضعف بعد ذو الاربع را از متفقات شمرند چه بعد ط يو ط ح نمايد . باب سيم در اضافت ابعاد به يكديگر و فصل بعضى از بعضى و تقسيم آن به اقسام متساوى مشتمل بر سه فصل : فصل اول در معنى اضافت و فصل و اقسام آن و كيفيت عمل هر قسمى