شمس الدين محمد بن محمود آملي
91
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
پس در انواع مثل و جزء هرگاه كه احد الطرفين با ضعف اثقل استماع افتد همچنان نمايد كه با عين اثقل استماع افتاده . پس اين بعد مشابه آن مثل و جزء باشد و همچنين اگر اثقل با نصف احد استماع افتد مشابه آن بود كه با نفس احد استماع افتاده باشد مثلا بعد ه د مثل و ربع است و ى قايم مقام ه و از اينجا است كه ايشان اتفاق را باتفاق اول و ثانى تقسيم كردند . و گفتند اتفاق اول آنست كه ميان طرفين بعد نغمه نباشد كه نسبت او با يكى از دو طرف نسبت بعد ذو الكل بود يعنى آن نغمه ضعف طرفى بود يا نصف طرفى يعنى آن بعد ضعف باشد يا از انواع مثل و جزء بود . اتفاق دويم جمع است ميان طرف احد هر بعدى از متفقات باتفاق اول و ضعف اثقل با طرف اثقل و نصف احد يعنى آن بعد كه بر نسبت ضعف و جزء باشد باضعاف يا اضعاف و جزء . فى الجمله هر بعديكه در استماع بمثابه بعدى باشد متفق باتفاق اول نه مشتبه به آن و ظاهر است كه چون شرف متفق باتفاق ثانى بحسب مشابهة متفق باتفاق اول است مشتبه باشرف بود از شبيه خود و از ابعاد ملايم كه برشمرديم ضعف و انواع مثل و جزء متفق است باتفاق اول فقط و بواقى باتفاق ثانى . اما ضعف و جزء بمشابهة مثل و همان جزء چنان كه ضعف و نصف اعنى ثلثة امثال چه مراد از نصف نصف ضعفست بمشابهة مثل و نصف و ضعف و ثلث بمشابهه مثل و ثلث و اما اضعاف اول مراتب او كه اربعة امثال است بمشابهة ضعف : و دويم كه ثمانية امثال است بمشابهة اول و شك نيست كه دويم در ملايمت ضعيفتر از اول بود چه اين شبيه شبيه بود و هم برين قياس سيم و چهارم و پنجم الى ما امكن وجوده و اما اضعاف و جزء بمشابهة باضعف و همان جزء و از ابعاد غير ملايم چون مثل و اجزاء ملايم نبود ضعف و اجزاء و اضعاف و اجزاء كه بمشابهة آن ملايم تواند بود بطريق اولى ملايم نباشد .