شمس الدين محمد بن محمود آملي

86

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

فصل دوم در معنى بعد و جمع و ملايمت و منافرت آن : بدانكه تاليف ميان دو نغمه مختلف بحدت و ثقل را بعد خوانند و اگر آن تاليف ميان بيش از دو نغمه باشد آن را جمع خوانند و چون انتقال بر نغمات جمع بهياتى مناسب باشد آن را لحن گويند . پس لحن اخص باشد از جمع و سبب ملايمت و منافرت در ابعاد آنست كه هر قوتيرا كماليست مخصوص به دو و چون آن قوترا كمال حاصل شود نفس را التذاذى و بهجتى حاصل‌ايد و چون به تحصيل آن توجه كند اگر حاصل شود به يقين بدان ملتذ شوند و اگر نشود متالم گردد و اگر در حصول درنگى افتد به قدر زمان لبث حيرتى فكرى كه مستتبع الم نفسانى باشد عارض شود و بضرورت معلومست كه مراتب التذاذ نفس از استماع ابعاد مختلف متفاوتست و غرض ازين علم اخبار بملايمات افضل . پس بضرورت از ابعاد هر چه ملايمتر بود اشرف باشد و درجات شرف بحسب مراتب ملايمت و چون معلومست كه كمال قوة مميزه در كمال تميز است ميان محسوسات و محسوسات بذات يا بعرض كمياتند و كمال تميز ميان ايشان به ادراك نسبت ايشان . پس هر گاه نغمه استماع افتد و نسبت ميان هر دو مدرك گردد و كمال قوت مميزه حاصل شود و سبب لذت گردد و چون معلومست كه ادراك ميان كميات به سهولت و و صعوبت اختلافى هر چه تمامتر دارد . پس چندانكه تصور آن قريب‌تر بود ملايمتر باشد و چون پيش ارباب تعليم خصوصا مهندسان مقرر است كه ادراك نسب عددى اعنى نسبت مقادير مشتركه اسهل است از ادراك نسبت مقادير متباينه . پس ابعاد واقعه بر نسبت عددى اشرف باشد از ابعاد واقعه بر نسبت هندسى و ابعاد مستعمله جمله بر نسبت اعداد باشند و شك نيست در آنكه اسهل نسبت از