شمس الدين محمد بن محمود آملي
87
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
روى ادراك نسبت واحد و اثنين است كه آن را ضعف گويند چه نفس را از ادراك معنى اين قول كه دو ضعف يكى است هيات حيرت فكرى عارض نشود چنان كه ببوعيشنود ؟ ؟ ؟ كه اين عدد مثل خمسه اسداس آن عدد است بسبب عدم سرعت ادراك بدآنچه كمالست . پس اشرف ابعاد بعدى بود كه اثقل طرفين او ضعف احد باشد و آن را بعد ذو الكل خوانند و هر وقت كه نغمه مطلق را اعتبار كنند و اندكى از طول او كم كنند و استطاف باقى كنند نغمه باقى به نسبت با اول احد بود و اول به نسبت با باقى اثقل . فصل سيم در اقسام ابعاد بر سبيل اجمال و تفصيل : بدانكه ابعاد سه قسمند : عظام و اوساط و صغار و عظام و صغار بالقوه متناهىاند زيرا چندانكه در عظم و صغر امعان رود اعظم و اصغر فرض توان كرد اما بحسب فعل متناهى باشد چه تفاوت و تباعد طرفين در بعد به حدى رسد كه احساس باختلاف نتوان كرد و در حلوق بحسب تجربه معلومست كه انتقال از اثقل نغمات به نصف نصف آن بيش نمىتوان كرد . چنان كه نسبت اول مراتب اضعاف بود و از ارباب عمل كم كسى بود كه اين معنى را ادراك نكرده باشد و چون اكمل آلات موسيقى حلق است و اعظم ابعاد كه حلق بر آن قادر است نسبت اول اضعاف لاجرم از ابعاد عظام بر اين نهايت كه طرف اثقل اربعه امثال طرف احد باشد اقتصار نمايند و جهت تصوير ابعاد بر سبيل مثال خط م يب را وترى فرض كنند و آن را به دوازده قسم متساوى تقسيم كنند و بر نهايت اقسام برولا از طرف م : اب ج د ه و ز ح ط ى يايب رقم كنند بر اين وجه : طرف احد م ا ب ج د ه و ز ح ط ى يا يب طرف اثقل . و شك نيست در آنكه وتر م يب نسبت با وترم يا كه جزء اوست نسبت مثل