شمس الدين محمد بن محمود آملي
81
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
نفخ ايجاد نغمه حاد توان كرد و بضعف آن نفخ ايجاد نغمه ثقيل اما قوت نفخ اقتضاى حدت نه از آنروى كند كه قوتست بل از آنروى كه استحصاف قارع كه هواست در نفخ قوى بيشتر باشد و شدت استحصاف ايجاد حدت كند . و اما از آنروى كه دفعى قويست ايجاد جهارت كند و از اينست كه نغمه حاد در آلات ذوات النفخ چون حدت بسبب قوت دفع باشد از جهارت منفك نشود و نغمه ثقيل در آن بسبب ضعف دفع از خفايه ، بخلاف نغمه كه از او تار و اجسام مهتزه باشد چون چينى و منطبعات و اين معنى را انسان بتجربه در حلق خود يابد چه هرگاه كه حدت زياده كند جهارت زياده شود اما وقتى كه صوترا اطلاق كنند چنان كه آداب ارباب نغمات و حفاظ و منشدان اشعار است بخلاف آنكه ايجاد حدت بتضيق منفذ قصبهء ريه كند چنان كه در بعضى بر سبيل ندرت اتفاق افتد . و چون اين معلوم شد بدانكه اسباب حدّت در اوتار سه چيز است قصر و رقت و توتير و اسباب ثقل طول و غلظ و ارخاء و در آلات ذوات النفخ اسباب حدت چهار است ضيق تجويف و ضيق منافذ كه مخلص هوا بود بر روى آلت و قرب منفذ از مدخل هوا در آلت كه آن فم نافخ است و شدت قوت دافعه هوا و اسباب ثقل متقابلات اينها . و پوشيده نماند كه اين اسباب بحسب تعاون و تعارض موجب زياده نقصان مسبب كردند . چنان كه توتير معاون قصر بود در احداث حدت و ارخاء معارض آن و همچنين رقت معاون قصر بود و غلظ معارض ان و سبب حدوث نغم از حلق آنست كه قوت دافعه ريه هوا را از قصبه بشدت تحريك كند تا از قرع هوا بر اجزاى حلق صوت حادث شود . و چون آن قرعات زمانى محسوس بر سبيل اتصال و تشابه در قوت و ضعف باقى ماند سبب حدوث اصواتى بل صوت واحد گردد كه آن را زمانى محسوس