شمس الدين محمد بن محمود آملي

78

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

بدون قرعى صورت نبندد و فارابى منكر اين معنى نيست چه او نيز گفته كه اينجا اگر قرعى اتفاق افتد شايد كه محسوس افتد و عدم صوت بر تقدير عدم مقاومت و قرعست و جواب از چهارم آنكه ميان تعريف و حدوث صوت از قرع تازيانه مر هوا را منافى نيست چه مراد فارابى از صلابت آن نيست كه صوت در هوا بى قارعى باشد بل مراد آنست كه صوت در هوايى مقروعى كه غير هوا باشد يابند . و جواب از پنجم و ششم آنكه لا نسلم كه مزاحمت الا از حركت صورت نبندد و عجب در آنكه او گفته است هر مصادمتى مزاحمت باشد و لا ينعكس و انديشه نكرده كه اين سخن وقتى درست آيد كه مراد بمصادمت مزاحمت از حركت بود و الا مزاحمت اخص بودى از مصادمت . فصل دوّم در نغمه حكيم ابو نصر فارابى گفت النغمة صوت واحد لابث زمانا ذا اقدر محسوس . و شيخ ابو على گفت النغمة صوت لابث زمانا على حدّما من الحدّة و الثقل و بعضى از متاخران برين تعريف اين قيد را زياد كرده‌اند كه محبوب اليه طبعا و صاحب شرفيه گفت اگر قيد اخير را اعتبار نكنند اين تعريف مانع نيست چه هيچ صوت از حدت و ثقل عارى نيست . زيرا كه صوت بمثانه هيولاست و ثقل يا حدت همچو صورت كه موجود نشوند الا بهم و باشد كه صوت بر مقدارى از حدت يا ثقل زمانى لبث كند و مع ذلك نغمه نباشد . همچو صوت جسمى كه آن را بر روى زمين كشند كه او را قسطى از حدت يا ثقل بود و بحسب زمان كشيدن مستلزم لبث باشد و باتفاق آن را نغمه نگويند و اگر قيد اخير را اعتبار كنند جامع نباشد چه بسيار بود الحان از حلقى در غايت