شمس الدين محمد بن محمود آملي
61
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و همچنين 5 اول از مركبات او را كه ثانى نه است اعنى 15 به فرد اول عد كند و ثانى را كه 25 است به نفس خود كه ثانيست و ثالث را بثالث كه 7 است و هم بر اين قياس ساير افراد مركبات را عد كند . باب دويم در خواص اعداد از جهت اضافت كه آن را نسبت خوانند و مضاف را منسوب و مضاف إليه را منسوب اليه پس اگر منسوب مساوى منسوب إليه بود آن نسبت را مساوات خوانند و اگر اعظم بود زايد و إلا ناقص . و زايد يا بسيط بود يا مركب ، بسيط آن بود كه معدود منسوب إليه باشد چنان كه 6 با 2 و مركب غير آن چنان كه 6 با 4 و بسيط ضعف بود اگر بعدت 2 معدود باشد . همچو 6 با 3 و امثال آن اگر عدد بيش از 2 بود چنان كه 6 با 2 و هر صنفى از امثال بعدت عدد مقيد باشد چنان كه ثلثه امثال و اربعه امثال و جماعتى از امثال را كه عدت او زوج الزوج بود اضعاف گويند مقيد بعدت مذكور چنان كه هشت را با دو اربعه اضعاف و 16 را ثمانيه اضعاف و 32 راسته عشر ضعفا و اين اصطلاح صناعت موسيقى بود و مركب آن باشد كه از نسبت مساوات كه آن را مثل گويند با نسبت امثال يا نسبت جزء يا اجزاء تركيب بافته باشد . و مراد از اجزاء آنست كه بيش از جزء واحد باشند خواه دو جزء باشند خواه بيشتر همچو مثل و نصف در دو و سه و مثل و ثلثان در سه و پنج و ضعف و نصف در 2 و 5 و ثلثه امثال و ثلثه ارباع در 4 و 15 و نسبت بسيطه سه نوعست نسبت مثل و نسبت ضعف و نسبت امثال و در اصطلاح مذكور چهار . چه اضعاف نيز قسمى بود و انواع نسبت مركبه شش است و باصطلاح مذكور هشت چه هر يكى را از نسبت بسيط با جزء و يا اجزاء اعتبار بايد كرد چنان كه مثل و جزء و مثل و اجزاء و ضعف و جزء و ضعف و اجزاء و امثال و جزء و امثال و اجزاء و