شمس الدين محمد بن محمود آملي

62

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

اضعاف و جزء و اضعاف و اجزاء . و اما نسبت ناقص منحصر بود در دو جزء و اجزاء و عادت چنانست كه تعبير از آن بر اينوجه كنند كه آنچه تحت فلانست . مثلا از جزء بدآنچه تحت زايد و جزء است و از اجزاء بدآنچه تحت ايدز و اجز است و باشد كه جزء را اسمى از امثال اشتقاق كنند بر تقدير عكس . مثلا اسم يكى از پنجرا از اسم پنج اشتقاق كنند و گويند خمس و در اسم يكى از يازده گويند جزوى از يازده جزء از واحد و باشد كه اسم آن را مضاف تركيب كنند چنان كه نصف سدس در يكى از دوازده و نسبت مثل متنوع نشود و ليكن ساير بسايط زايد متنوع شود چه اولش ضعف بود چنان كه 1 و 2 و دوم ثلثه امثال همچو او 3 و سيم أربعه امثال همچو 1 و 4 و چهارم خمسه امثال او همچو 1 و پنج و على هذا . و اعداد هر يكى ازين سبب نامتناهى تواند بود چنان كه در ضعف طرف أعظم و اصغر بتفاوت اصغر متزايد گيرند باعداد برين نسق إلى غير النهاية متولد گردد 1 و