شمس الدين محمد بن محمود آملي

572

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

بيرون نرود . و هرگاه اسب سرخ از ايندو خانه يكى را نگاهدارد سياه پياده بازد و الا بضرورت قايم باشد . صورت ديگرى بازى سياه راست داو ميبرد سياه آن پياده را كه در چهارم خانه فرزينست بالا كند و شاه خواهد سرخ چارهء ديگر ندارد جز آنكه به خانه اسب آيد سياه رخى كه بسوم خانه اسبست به خانه اسب شاه خواهد سرخ بضرورت فيل را در عرى كشد سياه آن رخ را كه در خانه اسبست ببازد و در خانه رخ خصم نهد و شاه گويد تا او به رايگان بردارد و بدين رخ ديگر فيل را بردارد و شهمات شود صورت ديگر بازى سرخ راست و سياه برد سرخ رخ بالا رود و سياه آن پياده را كه در خانه چهارم فيلست بالا كند سرخ هيچ نتواند كرد الا آنكه بخانهء فيل آيد و شاه گويد سياه فرزين در عرى كشد سرخ هر چه خواهد ببازد سياه آن پياده را كه در چهارم خانه اسب است يكخانه بالا آيد رخ سرخ به ضرورت به خانه اسب آيد و بر پياده نشيند سياه به همان پياده شاه گويد سرخ به رخ پياده را بردارد و سياه فرزين را بچهارم خانه اسب آرد سرخ را هيچ بازى نماند جز آنكه فرزين يا پياده را به رخ بردارد . پس سياه غالب شود صورت ديگر بازى سرخراست و هم او مىبرد سرخ بدانرخ كه بدوم خانه رخ است بدوم خانه فرزين شاه خواهد اگر سياه رخ را باسب يا فرزين بردارد بدان پياده كه بدوم خانه فيلست شاه خواهد شاه به خانه خود رود و اسب سرخ بسوم خانه فرزين شاه گويد مات باشد . و اگر در اول سياه رخ را باسب يا فرزين برندارد و به خانه خود رود و به همان اسب شه مات شود . « 1 »

--> ( 1 ) در هيچ يك از نسخ خطى كه در دست داشتيم جداول پس از 17 كه تكرار 11 است موجود نبود و نخواستيم از خود چيزى بيفزائيم خوانندگان باستعانت ساير جداول مىتوانند آنها را خود بكشند و اصلاح كنند