شمس الدين محمد بن محمود آملي

573

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

فصل چهارم در نرد بدانكه هيچ وضعى از اوضاع ملاعب مناسب‌تر و نزديكتر به اوضاع عالم از وضع نرد اتفاق نيفتاده زيرا كه دوران كعبتين در طاسك و نقوش مختلف كه مبادى بازيهاى متنوعند بمثابت سير افلاك و سياراتست كه مبادى حدوث حادتاتند و ارباع بساط او كه او محل ظهور انواع افاعيلند بمثابت عناصر اربعه كه ماده اصناف مواليدند يا خود گوئيم چنان كه فصول سال چهارند بساط نيز به چهار قسم مساوى قسمت شده و آنكه به 24 قسمت كرده‌اند بنابرآنست كه ساعات شبان روز 24 اندو عدد مهره سى نهادند بنابرآنكه هر ماهى را سى روز است و باعتبار روز و شب يكنيمه آن سفيد و يكنيمهء آن سياه كردند و عدد كعبتين را 3 بنابراين نهادند كه حركات اكثر سيارات بسه فلك تمامشود ممثل و خارج مركز و تدوير يا خود . بنابرآنكه وجود كواكب و حركات بعد از سه چيز متحقق گردد واجب الوجود تعالى و تقدس و عقل كل و فلك و در كعبتين مقابل يكنقطه 6 نهاده‌اند و در مقابل د و 5 و در مقابل 3 چهار بنابر آنكه خواستند نقش از بالا و زير چون جمع كنند از 7 كه عدد سياراتست تجاوز نكند ، و شك نيست در آنكه اگر در هر جهتى هفت نقش كردندى نقوش مختلفه صورت نبستى پس طريقه كردند كه دائما 7 مرعى باشد و نقوش مختلف نمايد و كعبتين را مسدس بنابر آن كردند كه جهات بحسب مشهور 6 اند و حكمت در آنكه چون مهره 2 شود از زدن سلامت باشد ، اين تعليم الفت و معاضدات مردمست مر يكديگر را تا هر كه عاقل باشد پند گيرد و بداند كه در دنيا بىمعاضدى و معاونى زندگى ميسر نيست و عدد منصوبات او را بر 7 نهاده‌اند فارد و زياد و سه تا و ده هزار و خانه‌گير و طويل و منصوبه و چون اين 7 تمام شود باز از سر گيرند بنابرآنكه ادوار باعتبار كواكب سياره هفت‌اند :