شمس الدين محمد بن محمود آملي
51
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
3 ، 8 ، 13 ، 18 ، 23 ، 28 ، 33 ، 38 ، 43 ، 48 . و اگر پنجاه و يكرا در ده ضرب كنند و مبلغرا اعنى پانصد و ده را تنصيف كنند حاصل همان باشد و اگر اول آن اعداد را واحد فرض كنند آخر چهل و شش بود و مجموع دويست و سى و پنج بود و هرگاه از واحد تا عددى مستوى و معكوس كنند بر اين وجه : 123454321 مبلغ بيست و پنجشود و حاصل آنكه مجموع اعداد با ما قبل عدد اخير مثل مربع اخير بود و هرگاه كه اعداد متواليه را از واحد جمع كنند مجموع اول مثل و نصف اخير بود و مجموع دوم ضعف و مجموع سيم ضعف و نصف اخير و مجموع چهارم ثلثه امثال اخير و پنجم ثلثة امثال و نصف اخير چنان كه 1 و 2 ، 3 شش بود و 1 و 2 و 3 و 4 ده و على هذا ، و چون خواهند كه مجموع را معلوم كنند بر آن مجموع فزايند تا عدد اخير حاصل شود . پس بر نيمه آن عدد نصف واحد افزايند و حاصل را در عدد اخير ضرب كنند مطلوب آن بود مثلا مجموع دوازدهم خواستيم يكى بر او افزوديم سيزده شد اين عدد اخير است پس بر نيمه سيزده اعنى شش و نيم نصفى بر او افزوديم هفت شد معلومشد كه مجموع دوازدهم سبعه امثال اخير است هفت را در سيزده ضرب كرديم نود و يك حاصل شد كه مطلوب بود . و از خواص آنكه مجموع اول مثل تالى آخر است و مجموع دويم مثل و نصف تالى آخر و سيم ضعف او و چهارم ضعف و نصف او و على هذا . مثلا او 2 مثل سه باشد و يك و دو و سه مثل چهار و نصف چهار و يك و 2 و 3 و 4 ضعف 5 بعد از اين . در خواص زوج و فرد شروع كنيم و گوئيم ازواج و افراد متوالى با اعداد متوالى بر نظم طبيعى مشاركند در تفاضل به مقدارى بعينه چه اعداد طبيعى متفاضلند