شمس الدين محمد بن محمود آملي

5

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

كردند و گفته حق آن بود كه در مسايل مذكور بودى نه مصادرات چه آن را در غير علم هندسه بيان نتوان كرد و هيچكس از اهل اينصناعت بيان آن بمعاونت بعضى از اشكال كتاب نكرده است علوم متعارفه : چيزهائى كه مساوى يك چيز معين باشد همه متساوى باشند و اگر بر غير متساوى به تسازى چيزى زياده و نقصان كنند حاصل غير متساوى باشند و اموريكه اگر به تساوى بر ايشان زياده يا نقصان كنند حاصل به تساوى باشند ايشان متساوى باشند و اموريكه هر يك از ايشان اضعاف باشد بعده واحده يا بعينيها اجزا باشند از آن يكچيز ايشان متساوى باشند و چيزهائى كه بر يكديگر منطبق شوند بى تفاضلى متساوى باشند و كل بزرگتر از جزء خويش باشد الاشكال ا - ميخواهيم كه بر خط محدودى همچو آب مثلثى متساوى الاضلاع بسازيم : رسم كنيم بر هر يك از دو نقطه ا ب ببعد خط دو دايره ب ج د ا ج ه و از ا خط ا ج به ج كه بر محيط دايره است بكشيم و همچنين از ب به ج پس مثلث ا ج ب كه بر خط ا ب رسم كرديم بايد متساوى الاضلاع باشد جهت آنكه دو خط ا ب ا ج از مركز دايره ب ج بمحيط او رفته متساويانند و همچنين ب ا ب ج كه از مركز دايره ا ج ه بمحيط او رفته‌اند متساويانند پس ا ج ج ب به سبب آنكه هر دو متساوى ا ب‌اند متساوى باشند و مثلث ا ب ج متساوى الاضلاع بود و هو المراد . ب - ميخواهيم از نقطهء مفروضه خطى مساوى خط محدود اخراج كنيم پس آن نقطه را آ فرض كرديم و خط محدود را ب ج و ميان آ و يكى از دو طرف خط به ا ب وصل كنيم و برو مثلث ا ب د متساوى الاضلاع بسازيم و خط د ا را تا ه اخراج كنيم و خط د ب را تا ز و بر ب ببعد ب ج دايره د ج ز بسازيم و آن ناچار