شمس الدين محمد بن محمود آملي

498

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

كجرات نيز مملكتى عظيمست و سومنات و كنكو و مانه و ديگر شهرها گويند كه ولايت كجرات 70 هزار پاره شهر و ديه است تمام معمور و در 4 فصل در آنديار 70 نوع گل رنگين پر بار باشد و در سالى دو نوبت ارتفاعات ايشان برسد و از مانه گذشته بمليبار روند و مليبار از حد كهوتا خط كولم 300 فرسنگست بعضى در بر و بعضى در سواحل و شهرها نحشب پيدا بوراست و فاكبور و متحر پورست . و بعد از آن ولايت هيتلى و قندرنيا و ديار جنگلى و از آنجا گذشته ديار كوكم و بعد از آن ديار سوالك كه مجموع آن سيصد و بيست و پنج هزار پاره شهر و ده است و بعد از آن مالوا ميگويند كه هزار هزار و 893 هزار شهر و ديه است . و اما عرصهء آن از حد زمين كولم تا خطه نيلارست قريب بسيصد فرسنك بر كنار ساحل همه شهر و ديه پيوسته از اطراف و اقصاى چين و ماچين و بلاد هند سفاين بزرك كه آن را جنك خوانند به آنجا رود و از نفايس آن ديار لالاس و تمامت عقاقير خيزد و از درياى او مرواريد بسيار گيرند و معبر بمثابه كليد هند است و آنجا بتخانه‌ايست كه آن را ( تودرخ ، بوترزخ ، لوبردخ ) خوانند هر روز يك هزار و يك قسم اطمعهء بپزند و بآدميان و بوزينگان بدهند و بعد از صرف طعام ديك‌ها و كاس‌ها را بشكنند و باز از نو بخرند و از آنجا راه دو شود . يكى در بحر بر سمت چين و جزيره سيلان بر راه گذر افتد و آن چهار صد فرسنگست . و كوه سر انديب كه هنديان سغماذيب خوانند آنجاست و ياقوت و بيجاده آنجا بسيار خيزد و در بيشهاى او فيل بسيار باشد و رخ نيز نشان دهند و بعد از ان جزيره لاجوردى و در بند سالس از اعمال مالگه عودنيك از آن جزيره خيزد برابر جزيره لاجوردى گوارمست كه بيشتر عنبر اشهب از آنجا آيد و مرد و زن ايشان همه برهنه باشند . و چون از آنجا بگذرند بر خشگى ولايت حبيه است و بعد از آنولايت