شمس الدين محمد بن محمود آملي

499

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

جنم و بعد از آن چين بزرك كه خطائيان آن را منزى خوانند و مقولان بكتاش و هندوان مهاچين يعنى چين بزرك و ديگران ماچين و ولايت ماچين 9 صد تومانست كه در دفتر آمده است . و شهر خطا را از باروى تا باروى ديگر ده فرسنگست و در ميان آندرياچه ايست كه دور آن شش فرسنكست و از آنجا بچهل منزل بخانبالق كه دار الملك چنگيز خانست روند و اهل چين در صورتگرى و ساختن آلات غرايب از تمامت اهل عالم ممتازند . گويند جمعى در كوچه‌هاى آن طواف كنند و متاعى يا ميوهء كه فروشند هر چه دارند در گردونى كنند و خود آنجا نشينند و هرگاه خواهند گردون رود و هرگاه خواهند بايستد و جامه‌هائيكه در آنديار بافند در نازگى به حدى باشد كه اگر ده جامه پوشند تن ايشان چنان نمايد كه گويا هيچ نپوشيده‌اند و نقش‌هائيكه در آنجا كشند عقل آدمى در آن خيره شود و فرضه زيتون بر درياى چين است كه آن را هوكند خوانند و او از شرقى بحر محيط از ناحيهء جنوب منشعب شود و بعد از محيط هيچ دريائى بزرگتر ازين نيست . و عمق او چنانست كه گويند خضر خواست كه مقدار آن معلوم كند ملكى از ملائكه بحر به او گفت 300 سالست كه شخصى درو فرو ميرود و هنوز بنهايت آن نرسيده است . و اين دريا بسيار مواجست و او را جزر و مد نباشد و چون هيجان و موج او نزديك شود ماهيان همه بر روى آب ايند و چون ساكن خواهند شد آنجا مرغيست مشهور كه بر سر آب آشيانه كند آنمرغ بآشيانه نهادن مشغول شود و درو جزاير بينهايتست و در دور كه عبارت از موضعيست كه آب در آنجا گردد و هر كشتى كه بدانجا رسد بيرون نتواند رفت در اين درياست و بعد از او درياى هند است و بحر فارس كه آن را عمان خوانند و بحر زنج و بحر قلزم ازو منشعب شود . آنچه ازو به اطراف شمال آيد بحر فارس بود و آنچه ازو به طرف جنوب رود