شمس الدين محمد بن محمود آملي
465
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
پس آن اجزا كه شظيهء ارتفاع برو افتاده باشد ارتفاع آفتاب بود و اگر ارتفاع از ستاره گيرند پشت اسطرلاب بر بالا بايد كرد و بيكچشم از ثقبه نگاه كردن و عضاده را گردانيدن تا نور بصر از هر دو ثقبه بگذرد و كوكب در نظر آيد و اين جا شظيه ارتفاع بر آن اجزا افتاده باشد ارتفاع كوكب بود . و اگر قرص آفتاب در ابر پنهان بود هم برين طريق بايد گرفت و چون خواهند كه معلوم كنند كه شرقيست يا غربى بار ديگر بعد از آن بزمانى ديگر ارتفاع گيرند ، اگر زياده شده باشد شرقى و اگر كمتر شده باشد غربى و بوقت آنكه آفتاب يا كواكب به نصف النهار نزديك شد احتياط بايد كرد . چه در آنوقت باندك مدت تفاوت محسوس نشود و يك ارتفاع در زمان دراز بماند و طريق امتحان اسطرلاب كه كجست يا راست آنست كه چون علاقه به دست گيرند شاقولى در ريسمان باريكى بندند و از عروه فرو گذارند . و اگر آن ريسمان بر خط علاقه منطبق شود راست باشد و الا نه و بعد ارباع هر دايره را چون بپرگار امتحان كنند بايد كه متساوى باشد و بايد كه چون بيك طرف عضاده ارتفاع گيرند و در حال عضاده بگردانند و ارتفاع گيرند همان ارتفاع اول باز آيد . و الا عضاده راست نباشد و چون يكشظيه بر خط علاقه يا خط مشرق و مغرب نهند ديگر شظيه بايد كه بر همان خط نشيند بىتفاوتى . و اما در مقنطرات كه مدار رأس الحمل بر مقنطره افتد كه مساوى تمام عرض صفحه باشد و مقدار رأس السرطان و رأس الجدى هر يكى به قدر كافى ازو دور باشد و بايد كه تقاطع دواير افق و خط مشرق و مغرب و مدار رأس الحمل هر سه بيك نقطه باشد و در اجزاى منطقة البروج بايد كه چون درجه بر افق شرقى نهند نظيرش بر افق غربى نشيند . و همچنين اگر بر خط مشرق و مغرب يا بر خط وسط السماء نهند چون اول حمل بر افق شرقى نهند بايد كه اول جدى بر خط وسط السما افتد و به غير اينها